دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۰۴
کد مطلب: 49043
"عرفان از دیدگاه مذاهب اسلامی"
 
درباره انسان و كمالات انسانى او تفسيرهاى متفاوتى در مكتب هاى مختلف ارائه شده، اما مكتب عرفان از تمامي مكتب هاى قديم و جديد در باب انسان كامل غنى تر است؛ به طورى كه عارفان مسلمان از منظرى بسيار والا و در عين حال, جامع از كمالات انسانى بحث نموده اند.

اشاره:سابقه و قدمت عرفان به پیش از اسلام می رسد. یکی از علومی که در دامن فرهنگ اسلامی زاده شد، رشد یافت و تکامل پیدا کرد علم عرفان است. عرفا در فرق و مذاهب اسلامی حضور داشته و دارند. آنها یكی از طبقات فرهنگی اسلام بشمار می روند.
 عرفا گروهی از دانشمندان اسلامی هستند که کتب و تالیفات مهمی را در طول تاریخ اسلامی نگاشته اند.
خبرگزاری تقریب مذاهب مفتخر است که بحث عرفان اسلامی را در محضر علمای مذاهب اسلامی به بحث گذاشته است تا ازاین طریق به یكی از علوم متعالی و انسان سازی که درتربیت و رشد معنوی انسان ها نقش بسزایی داشته و دارد از زبان علمای مذاهب اسلامی معرفی نماید. امید است که مقبول افتد و در نظر آید.
در همین رابطه خبرنگارخبرگزاری تقریب (تنا)‌،‌ مصاحبه ای با جناب"آخوند عبد الباسط نوری زاد" امام جمعه اهل سنت گنبد كاووس با موضوع عرفان

تاریخچه تصوف تنها مربوط به مسلمین نیست و در میان اقوام پیشین مثل نصارا، برهماییان و بودایی‌ها نیز وجود داشته و دارد
اسلامی انجام داده است كه شرح آن در ذیل آمده است:

در ابتدا تاریخچه پیدایش عرفان را بیان فرمائید؟ 
عرفان، یا در حقیقت عرفان به الله، به معنای شناخت خداوند است. عرفان سیر معنوی و روحانی است كه انسان را از مرتبه كنونی به مراتب عالی‌تر و رابطه نزدیك‌تر با خداوند می‌ رساند و او را در دانایی، عشق و قدرت بی‌كران محو می‌سازد. تاریخچه تصوف تنها مربوط به مسلمین نیست و در میان اقوام پیشین مثل نصارا، برهماییان و بودایی‌ها نیز وجود داشته و دارد. در میان مسلمین نیز عرفان و تصوف، در عهد خلفا، با نام " لباس زهد" حضور دارد. و در كل می‌توان گفت كه تصوف اسلامی ریشه در خود اسلام دارد.
تصوف در تحول تاریخی خود پنج دوره را پشت سرنهاده است: دوره نخست مرحلة زمینه‌ها می باشد، كه در قرن اول هجری، نوعی زهد افراطی و اعراض از دنیا در میان برخی از افراد ظهور كرد. علت این امر نیز یكی زندگانی اختصاصی پیامبر و برخی از صحابة و دیگری دنیاطلبی و لذت جویی فراوان امویان و عباسیان بود كه آموزه‌هایی همچون مبارزه با نفس، اخلاص و توجه به آخرت تقویت گردید.
دوره دوم مرحله جوانه‌ها است. برخی از اصول و فروع تصوف مطرح شد و این دوران از نیمه اول قرن دوم آغاز می‌شود. دوره بعد مرحله رشد و رواج نام دارد كه از اواخر قرن سوم آغاز می‌شود و با وجود اینكه در این دوران تصوف مكتب كاملی نیست اما بیشتر محتوای عرفان، تقریبا
برای گام نهادن در وادی عرفان، انسان باید قدرت تفسیر و فهم آن را داشته باشد و با آیات و روایات آشنا باشد و به منطق و فلسفه، اعم از مشاء، اشراق و حکمت متعالیه تسلط کامل داشته باشد .
به صورت كاملش رایج است.
دوره چهارم: مرحلة نظم و كمال است. در این دوره عرفان از هر دو جهت عملی و نظری، تكمیل شد و به صورت یك نظام فكری كامل در آمد.
آخرین دوره عرفان مرحله شرح و تعلیم است. در این مرحله آثار گذشتگان به طور مبسوط شرح و تفسیر شده است. و از قرن دهم هجری، به بعد عرفان به شكل دیگری در می‌آید. 

منظور از عرفان نظری و عرفان عملی را توضیح دهید؟
 
عرفان نظری؛ یعنی ضوابط و روش های کشف شهود و دسترسی به یک سری مفاهیم بسیار عمیق و بلند است که با مقدمات طولانی و بسیار گسترده، قابل تحصیل است و از شرایط مهم آن تدبر، تمرین، مطالعات زیاد، تفکر و تعمق است تا ذهن بتواند قابلیت درك آن بیابد.
برای گام نهادن در وادی عرفان، انسان باید قدرت تفسیر و فهم آن را داشته باشد و با آیات و روایات آشنا باشد و به منطق و فلسفه، اعم از مشاء، اشراق و حکمت متعالیه تسلط کامل داشته باشد .
عرفان نظری باید فقط در محضر استاد کسب گردد زیرا انسان به هر اندازه هم كه دقیق و دانشمند باشد، با مطالعه کتابهای عرفانی، بدون حضور استاد نمی تواند برخی از اصطلاحات را درک نماید. عرفان نظری حاصل نمی شود مگر با مقدمات فوق العاده تحصیل، لطافت ذهن، استاد بسیار ماهر و متخصص فن و تمرین ذهنی.
در خصوص عرفان عملی نیز باید گفت كه این علم در خصوص " چه باید کرد " ها بحث می‏کند و به معنای سیر و سلوک، وصول و فنا است. در این وادی نیز شرایطی مثل ترک مطلق معصیت، داشتن استعداد به همراه شرایط روحی فوق العاده جهت شناسایی اساتید فن، تسلط به فلسفه و معلومات و مقدمات علمی، داشتن اساتید و مربیان ماهر و همچنین داشتن پشتکار فوق العاده در اموری همچون قناعت و مراقبه لازم و ضروری است. 
در عرفان عملی انسان
یكی دیگر از تفاوت های عرفان عملی و اخلاق اینست كه عناصر روحی اخلاقی به معانی و مفاهیمی که می‏شناسند محدود می شود، در صورتی كه عناصر روحی عرفانی بسیار وسیعتر و گسترده‏تر می باشند.
باید پیوسته همراه و ملازم استاد باشد و بدون مشورت استاد حرکت نکند که بسیار خطرناک است. دیگر اینكه باید با تضرع و زاری از خدا بخواهد که او را لحظه ای به حال خودش واگذار نکند و ازهمه مهم تر اینكه انسان باید بداند به هر مرحله که رسید نباید به خود مغرور شود زیرا هر چه در این راه كسی كرده، قائم و وابسته به ذات حق است .

ایا می توان عرفان را در وادی اخلاقیات دید واصولا فرق عرفان با اخلاق را چکونه می توان بیان کرد؟ همانطور كه بيان شد،‌ عرفان عملی مانند علم اخلاق است که درباره " چه باید کرد ها" بحث می‏کند با این‏ تفاوت که عرفان درباره روابط انسان با خود، جهان و خدا بحث می‏کند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است و فقط سیستم های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد توجه قرار می‏دهند . دیگر اینكه سیر و سلوک عرفانی چنانکه از مفهوم آن پیداست برخلاف اخلاق كه ساكن است نوعی پویایی و تحرک وجود دارد. یعنی در عرفان سخن از نقطه آغاز می شود و سالك پس از طی مراحلی به سرمنزل نهایی می رسد.

یكی دیگر از تفاوت های عرفان عملی و اخلاق اینست كه عناصر روحی اخلاقی به معانی و مفاهیمی که می‏شناسند محدود می شود، در صورتی كه عناصر روحی عرفانی بسیار وسیعتر و گسترده‏تر می باشند.

انسان كاملی كه در عرفان به عنوان الگو قرار می گیرد كیست و این مرشد و راهنما چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ 
درباره انسان و كمالات انسانى او تفسیرهاى متفاوتى در مكتب هاى مختلف ارائه شده، اما مكتب عرفان از تمامی مكتب هاى قدیم و جدید در باب انسان كامل غنى تر است؛ به طورى كه عارفان مسلمان از منظرى بسیار بالا، والا و در عین حال, جامع از كمالات انسانى بحث نموده اند. 

انسان كامل در عرفان از چه درجه اهمیتی
انسان كامل در مبحث عرفان باید در تمامی جوانب، ذات اقدس حضرت حق را در نظر داشته باشد و در مراحل سیر و سلوك بدون هیچ غرور و نخوتی هر آنچه كه به دست می آورد عطیه ای از عطایای الهی بپندارد.
برخوردار است؟ 
ضرورت بحث انسان كامل در عرفان بدان جهت است كه مسائل اصلى عرفان نظرى، شناخت توحید و در درجه بعد شناخت موحد است. یعنى بعد از شناخت توحید, بحث انسان كامل یكى از ضرورى ترین حقایق عرفانى، علمى، نظرى، اخلاقی و اعتقادى است.
انسان كامل در مبحث عرفان باید در تمامی جوانب، ذات اقدس حضرت حق را در نظر داشته باشد و در مراحل سیر و سلوك بدون هیچ غرور و نخوتی هر آنچه كه به دست می آورد عطیه ای از عطایای الهی بپندارد.

درباره سیر وسلوك عرفانی توضیح دهید و بفرمائید كه این سیر و سلوك از چه مرحله ای آغاز و به كجا می رسد؟ 
عرفا براى رسیدن به مقام عرفان حقیقى، به منازل و مقاماتى قائل اند كه عملا باید طى شود و بدون عبور از آن منازل، وصول به عرفان حقیقى غیر ممكن است. عرفان با حکمت الهى وجه مشتركى دارد و هدف هر دو "معرفة الله" یا "شناخت خداوند" است. البته مراحل دقیق سیر و سلوک - مخصوصا در مراحل حساس - برای همه سالکین یکسان نیست.
در مورد سیر و سلوك و طى مراحل قرب حق تا آخـرین منزل، كـافی است به بـرخـى آیات مربوط به لقاء الله، آیات مربوط به رضوان الله، آیات مربوط به وحى و الهام و مكالمه ملائكه با غیر پیغمبران (حضرت مریم) و مخصوصا آیات معراج رسول اكرم توجه كنیم.
دیگر اینكه توجه قلبى به حقیقت توحید ذات و صفات خداوند و غرق شدن در صفات كمال و جمال او، توشه دیگرى براى این راه پرفراز و نشیب است. شكستن بزرگترین بت كه بت انانیت و توجه به خویشتن است از مهمترین شرائط وصول به مقصد می باشد.
 
یكى از موارد اختلاف مهم میان عرفا و مردم درباره شریعت، طریقت و حقیقت است. نظر عرفا را درباره "شریعت، طریقت، حقیقت" بیان فرمائید؟
عرفا و فقها متفق القول اند كه شریعت، یعنى مقررات
پیدایش فرقه های نوظهور انحرافی باعث اختلاف افکنی درجامعه اسلامی می شود و باید با حمایت و تقویت همه جانبه معارف ناب اسلامی را در جامعه گسترش دهیم.
و احكام اسلامى مبنى بر یك سلسله حـقـایـق و مـصالح. فقهاء معمولا این مصالح را به امورى تفسیر مى كنند كه انسان را بـه سـعادت مى رساند. ولى عرفا معتقدند كه همه راه ها به خدا منتهى مى شود و همه مصالح و حقایق، وسائل و موجباتى است كه انسان را به سوى خدا سوق مى دهد.

تعدادی از شخصیت های عرفانی و كتب های معروف عرفانی را بیان كنید؟
از جمله مهم ترین و معروف ترین شخصیت های عرفانی در قرون مختلف به "عین القضاة همدانی"، "سنایی غزنوی"، "احمد جامی"، "شیخ نجم‏الدین کبرای خوارزمی"، "شیخ فریدالدین عطار نیشابوری"،" شیخ شهاب‏الدین سهروردی زنجان" ، "محیی‏الدین عربی حاتمی طایی اندلسی"، "مولانا جلال‏الدین محمد بلخی رومی" معروف به مولوی، صاحب کتاب جهانی مثنوی، "شیخ محمود شبستری"، آفریننده منظومه عرفانی بسیار عالی موسوم به گلشن راز، "شاه نعمت الله ولی"، "شمس‏الدین محمد لاهیجی نوربخشی"، "نورالدین عبد الرحمن جامی"می توان اشاره كرد.
 
با توجه به عرفان های كاذب به وجود آمده در جوامع امروزی( عرفان های غیر اسلامی) توصیه شما به افرادی كه بعضاً تحت تاثیر یا جذب این گونه عرفان های كاذب نشوند چیست؟ در شرایط فعلی روحانیت با سیل عظیمی از شبهات و فرقه های نو ظهور روبرو شده كه البته افزایش روز افزون این پدیده های نوظهور یک خطر بزرگ برای اندیشه های ناب اسلامی است. پیدایش فرقه های نوظهور انحرافی باعث اختلاف افکنی درجامعه اسلامی می شود و باید با حمایت و تقویت همه جانبه معارف ناب اسلامی را در جامعه گسترش دهیم.