آدرس جدید وبلاگ

سلام علیکم

قابل توجه مخاطبین گرامی

لطفا تا به روز شدن این وبلاگ ؛

شما عزیزان می توانید از محتوی مطالب

وبلاگ خبری ـ تحلیلی " آسیا نیوز "به آدرس اینترنتی

  http://asianews.blogfa.com/

استفاده نمایند.

گزارش تصویری : برگزاری مراسم عاشورای حسینی در مزارشریف

گزارش تصویری:

برگزاری مراسم عاشورای حسینی در مزارشریف

مراسم با شکوه عاشورای حسینی با حضور هزاران نفر از شهروندان و عزاداران حضرت امام حسین (ع) در شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ در شمال کشور در یک فضای کاملاً امن و با تدابیر ویژه امنیتی راه اندازی گردید...
ادامه نوشته

داعش مسئولیت حمله به عزاداران حسینی در زیارت سخی کابل را پذیرفت

آسیا نیوز

22/07/95

داعش مسئولیت حمله به عزاداران حسینی در زیارت سخی کابل را پذیرفت

گروه تروریستی جهنگوی مظنون اصلی

به گزارش سایت اعماق ؛ داعش مسئولیت حمله سه شنبه شب بیستم میزان/مهر 95 و شب تاسوعای حسینی به مراسم عزاداری شیعیان در زیارت سخی کابل در افغانستان را بر عهده گرفت. در این مراسم بیش از 50 نفر از عزاداران حسینی به خاک و خون کشیده شدند.

به نظر می رسد با توجه به سابقه گروه تروریستی جهنگوی پاکستان در کشتن و ترور شیعیان و اهل سنت و همسویی این گروه با گروه تروریستی داعش در پاکستان و افغانستان  ؛ گروه تروریستی جهنگوی یکی از مظنون این حادثه تروریستی خونین در مکان مقدس دینی افغانان در افغانستان باشد.

گرافیک اطلاع‌رسان:: ۲۹ روز تجاوز عربستان به یمن به روایت آمار

برای مشاهده در اندازه بزرگتر؛اینجا را کلیک نمائید.

نسیم علاوه بر مشارکت ۹ کشور از جمله اعضای شورای همکاری خلیج فارس، آمریکا نیز به صورت غیر مستقیم از حملات تجاوزکارانه به یمن حمایت کرده که شامل پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی بوده است.

ابوبکر ناجی، نظریه پرداز خشونت داعش

ابوبکر ناجی، نظریه پرداز خشونت داعش

شفقنا- غرب در کمال شگفتی تنها نظاره گر آن خشونت عظیم و باورنکردنی داعش است و این خطر وجود دارد که غرب رفته رفته انسجام خود را از دست داده و واقعیت ها را نادیده بگیرد. از جمله این واقعیت ها می توان به این مساله مهم اشاره کرد که بر خلاف تصور غرب، کشتارها و خشونت های داعش نه تنها یک خونریزی و عطش قرون وسطایی نیست بلکه این کار در نهایت هدفمندی انجام می گیرد. داعشی ها و همفکران آنان به عنوان پیروان فرقه انحرافی سلفیه از یک طرف خود را موظف به تداوم الگوهای پیامبر می دانند و به غلط و با تحریف آموزه های پیامبر اسلام همه آن سربریدن های جمعی، به صلیب کشیدن ها، به بردگی گرفتن ها و سنگسارها را تصویری جدید و دقیق از رویدادهایی تاریخی می دانند که به زعم آنها در قرآن از آن خبر داده شده است.

شفقنا

جمعه, 04 اردیبهشت 1394 ساعت 10:28

این افراد از سوی دیگر به شدت تحت تاثیر تئوریسن های معاصر جهاد قرار دارند. از جمله این تئوریسین ها می توان از "ابوبکر ناجی" یاد کرد. ناجی ظاهرا یک مصری است که زمانی سرپرست اتاق فکر القاعده محسوب می شد. او در سال 2004 کتابی به زبان عربی و به نام "مدیریت وحشی گری" به صورت آنلاین منتشر کرد که در سال 2006 به انگلیسی ترجمه شد. این کتاب در واقع یک استراتژی و دستورالعمل خشک برای جهادی ها محسوب می شود و به عبارت دیگر مانیفستی روشنفکرانه برای تسخیر کشورهای جهان به شمار می رود. این کتاب که در نهایت دقت خشونت را تئوریزه می کند نه تنها از سوی گروه هایی مانند داعش در سوریه و عراق یا بوکوحرام در نیجریه مورد استفاده قرار می گیرد بلکه افرادی مانند آن دو برادر بمب گذار در بوستون و همین طور بی شمار تروریست ها و بمب گذاران در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا نیز آموزه های این کتاب را مورد استناد قرار می دهند.

اسامه بن لادن همواره بر آن بود که با تعدادی حمله تروریستی جنجال برانگیز به آمریکا به عنوان "رهبر کافران" ، این کشور و غرب را به سوی یک بحران سیاسی سوق دهد و به این صورت تفوق جهانی آمریکا به پایان برسد. اما واکنش تند و گاه غیرانسانی امریکا به حملات 11 سپتامبر 2001 نشان داد که بن لادن در محاسبات خود دچار اشتباه شده است. به همین خاطر تئوریسین هایی چون ابوبکر ناجی نسخه جدیدی ارائه دادند که بر مبنای آن جهاد به اصطلاح جهانی باید در سراسر جهان و از جمله در کشورهایی که اقلیت های مسلمان در ان زندگی می کنند گسترش پیدا کند.

به عقیده ناجی باید به وسیله "بی شمار عملیات های کوچک" زندگی روزمره را برای "کافران" و همکاران آنها نه تنها در کشورهای اسلامی واقع در آسیا و آفریقا به جهنم تبدیل کرد بلکه این مساله با توجه به رشد جوامع موازی در جهان غرب نیز انجام شود و جهادی های غربی همین برنامه را در کشورهای محل اقامت خود ادامه دهند. به گفته ناجی هیچ کس نباید احساس امنیت کند. او برای نیل به این هدف اقداماتی مانند کودک ربایی، آدم ربایی، استفاده از کودکان و زنان به عنوان سپر انسانی، قتل های علنی، حملات انتحاری و همین طور حمله به حوزه های نفتی و فرودگاه ها و مراکز توریستی را پیشنهاد می کند.

 

و هدف فروپاشی هر گونه نظم و قانون و برپایی حوزه هایی فاقد هر نوع قانون و آکنده از هرج و مرج و وحشی گری است. به باور ناجی در چنین مناطقی است که شرایط ایده آل برای اجرای شریعت مورد نظر او وجود دارد. ناجی عقیده دارد که در موقعیت وحشی گری و خودسری می توان مردم را به انقیاد خود درآورد و به آنها وعده تضمین امنیت و ادامه حیات را داد:" و این کاملا با طبیعت بشر سازگار است".

ناجی بسیاری از کشورهای مسلمان را حایز شرایط برای آن به اصطلاح مدیریت وحشی گری می داند، کشورهایی نظیر افغانستان، عراق، لبنان، مصر، سومالی، کشورهای مغرب و همین طور لیبی و صد البته عربستان سعودی، پاکستان، یمن، ترکیه و اردن. به عقیده ناجی باید در بی ثبات کردن این کشورها شتاب کرد و تاسف بار آن که حداقل دو کشور در این فهرست که در سال 2004 هنوز هم از نظر ناجی کشورهایی باثبات به شمار می آمدند یعنی مالی و سوریه امروزه از جمله بحرانی ترین سرزمین های جهان به شمار می آیند. ناجی به عنوان یک استراتژیست ترور این برداشت را دارد:" غرب تمایلی برای یک جنگ طولانی ندارد. آمریکا نیز به عنوان آخرین پایگاه کافران اراده ای برای حفظ تفوق نظامی خود در طولانی مدت نشان نمی دهد اما مانع واقعی در مسیر برپایی حکومت الله در واقع در میان خود مسلمانان است". به عقیده ناجی وقتی مسلمانان دچار ضعف هستند، این ضعف به از دست رفتن قدرت منجر شده و این خود یکی از فاکتورهای شکست به شمار می رود: "ما باید این جهاد را در نهایت خشونت به پیش ببریم. راه پیروزی بر غرب همان اعمال خشونت شوک آور و عریان است. باید دشمن را قتل عام کنیم و او را به وحشت بیاندازیم".

اما توده های مسلمان نیز بر مبنای این منطق کشتار خواسته یا ناخواسته قربانی آن می شوند. از نظر ناجی ایرادی در این مورد وجود ندارد و جهاد امری مبارک و خجسته است. او برای اثبات حرف خود به اقدامات دو خلیفه اول مسلمین پس از مرگ پیامبر اشاره می کند: "اگرچه که وحشتناک است اما آنها مردم را زنده زنده سوزاندند تا برقراری امپراطوری اسلامی را تضمین کنند زیرا به تاثیر خشونت عریان در زمان اضطرار واقف بودند". البته این حکایت ناجی نوعی تحریف علنی تاریخ اسلام است.

روایت خشونت بار ناجی از تاریخ اسلام و استنادهای تاریخی وی در نقطه مقابل آن تاریخی است که علمای اسلامی و تاریخ پژوهان از دوران صدر اسلام روایت می کنند. ناجی برای به انقیاد درآوردن سنت ها و فرهنگ های ملت های جهان در واقع به آموزه های "ابن تمیه" یکی از علمای نخست سلفیه در قرن 13 استناد می کند. ابن تمیه البته در غرب نام شناخته شده ای نیست اما در جهان بینی همه جهادی های متعصب جایگاهی خاص دارد.

ناجی در کتاب خود البته نیم نگاهی هم به اندیشمندان غربی  دارد و گاه به نظرات آنان نیز استناد می کند. به عنوان مثال "پل کندی" مورخ و استاد دانشگاه ییل آمریکا که در سال 1987 با انتشار کتاب "ظهور و سقوط قدرت های بزرگ" و با مطرح کردن نظریه "بسط امپریالیستی"، بحث هایی پیرامون سقوط آمریکا را موجب شد و نگاه بسیاری از اندیشمندان آمریکایی و اروپایی را به خود جلب کرد. افرون بر آن گزارش های قوم شناسی منابع غربی نیز در مواردی از سوی ناجی مورد استناد قرار گرفته است.

با نگاهی به نظرات و برداشت های ناجی این تصور پیش می آید که وی در کتاب "مدیریت وحشی گری" یک پروژه آخر زمانی و غیرعقلانی را مطرح می کند. اما بی تردید درک نظرات ناجی با ابزارهای روشنگرانه و روشنفکرانه غربی ممکن نیست. اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی و امثالهم در افکار ناجی جایی ندارد و تلاش برای ساختن دنیایی بهتر و یک زندگی امن تر برای وی بی معنی است.

ناجی و دیگر سینه چاکان خلافت هرگز حتی اشاره ای به این مساله نمی کنند که در صورت رسیدن به قدرت و پس از آن چه برنامه و مانیفستی برای مبارزه با فقر و بیکاری و ایجاد امکانات بهداشتی و درمانی بیشتر دارند. آنها حتی یک جمله در این مورد ننوشته اند که برای رهانیدن مردم از فقر و گرسنگی و بیماری چه راهکارهایی ارائه می دهند زیرا زندگی عینی و واقعی برای آنان اهمیتی ندارد و تنها به جهاد آنهم از دیدگاه خود اهمیت می دهند و از آن به عنوان نبردی ابدی برای برپایی نظام خلافت یاد می کنند.

از نظر ناجی و همفکران وی جهاد فرهنگ مرگ است و نمود آن را در آن مراسم های سر بریدن قربانیان می توان دید. از نظر آنان کشتن و سربریدن کافران اوج فداکاری است. نهایت شمایل سازی این گروه نیز انتشار تصویر آن پدر و پسر استرالیایی است. در آن عکس ها پسری زیبا و هشت ساله سر تازه بریده شده یک مرد را مقابل دوربین گرفته و پدرش با افتخار به وی لبخند می زند. از دیدگاه امثال ناجی هر فرد جهادی باید برای به درک واصل کردن کافران آماده قربانی کردن خود باشد و هر چه نحوه عمل خشونت بار تر باشد به همان اندازه احساس رضایت بیشتر است. بر اساس دیدگاه تئوریسین های داعش و القاعده، سقوط جهان به معنی تولد دنیایی جدید و مطابق با ایدئولوژی آنان است.

بی تردید غرب از نظر نظامی، وحشتی از این پیکارجویان سلفی ندارد زیرا قدرت نظامی و تسلیحاتی غرب با قدرت نظامی جهادی ها قابل مقایسه نیست. اما چشم اسفندیار غرب که ناجی نیز به درستی آن را تشخیص داده است، در حوزه فکری و ذهنی غرب قرار دارد. غرب واکنشی لجوجانه و همراه با تشویش و انکار و تحقیر فوق العاده در برابر داعش و گروه هایی مانند آن از خود نشان می دهد. و این "ذهن های ضعیف" کافران رو به زوال از نظر ابوبکر ناجی و همفکران او همان چیزی است که می توان چشم اسفندیار غرب نامید. برای قضاوت در مورد این که ناجی تا چه اندازه درست پیش بینی کرده است هنوز به زمان بیشتری نیاز داریم.

منبع: فرانکفورترالگماینه

ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا