اخبار و رویدادهای گرجستان ( نفوذ آمریکا و اسرائیل) 1390/10/26

آقاي دكتر،
طي سالهاي اخير مرزهاي شمال شرق ايران با تركيه، آذربايجان و ارمنستان
برخلاف مرزهاي شرقي و غربي، مرزهاي آرامي بودهاند اما طي ماههاي اخير
نگرانيهايي در خصوص تحركات ضدامنيتي عليه ايران از سوي امريكا، اسرائيل و
نيروهاي مخالف جمهوري اسلامي از طریق جمهوري آذربايجان ابراز شده است وضعيت
امنيت در مرزهاي ايران و آذربايجان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در
یک نگاه کلی وضعیت امنیت در این مرزها را نگران کننده نمیبینم. چرا که
امنیت اصولا مقولهای متقابل است لذا طرف مقابل اگر به نحوی از انحاء،
مستقیم یا غیرمستقیم قصد و برنامهای برای خدشه به امنیت داشته باشد نیک
میداند که طرف دوم نیز میتواند اقدام مشابهی را به مورد اجرا بگذارد.
وانگهی در شرایطی که امکانات و فرصتهای دو طرف یکسان نباشد و یک طرف از
حیث مولفههای قدرت در موقعیت برتری قرارداشته باشد و توازنی از این حیث
موجود نباشد دیگر به فکر اقدمات ضد امنیتی برعلیه طرف مقابل نمیافتد.
البته ممکن است در برخی مقاطع دست به اقدامات ایذائی بیازد، اما طبیعی است
که این تلاشها فراگیر و بادوام نخواهد بود.
آيا نگرانيهاي واقعي امنيتي در اين خصوص وجود دارد؟
با
نگرش به عدم وجود توازن در مولفههای قدرت از یک سو و نگرانی از بروز برخی
تحرکات و تحولات داخلی در محیط طرف مقابل به تبع تاثیر تحولات محتمل در
ایران بر منطقه پیرامونی و وجود فرصتهای جایگزین در اطراف و اکناف ایران
در راستای بهره برداریهای احتمالی علیه ایران این جانب در شرایط کنونی
نگرانی واقعی امنیتی در مرزهای مورد اشاره نمیبینم.
چندي پيش برخي منابع خبري در خصوص احتمال انتقال نيروهاي مجاهدين خلق از عراق به آذربايجان اخباري را منتشر كرد. اين احتمال تا چه حد واقعي است و در صورت وجود، آيا نگرانيهاي ايران به مقامات باكو در اين خصوص انتقال داده شده است؟به نظر می رسد این گونه اخبار که مستندات لازم و متقنی از آن ارائه نمیشود بیشتر جنبه ایذائی و روانی دارد. بزرگنمائی این گونه اخبار به نفع هیچ يک از طرفها نیست. اینجانب اخباری رسمی در این خصوص و اتخاذ موضع رسمی در این رابطه مشاهده نکردهام. هرگونه واکنش در مورد این گونه اخبار میتواند بصورت اعلام نشده بعنوان اهرمی در برابر ایران از سوی برخی کشورهای همسایه، منظقه و بازیگران بینالمللی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
پيشتر
گزارشهايي در خصوص تردد هيأتهاي نظامي امريكايي به باكو و چنديپيش نيز
گزارشهايي در ويكيليكس مبني بر تحركات ضدامنيتي و اطلاعاتي امريكا در
جمهوري آذربايجان از جمله براي تحريك تنشهاي قومي منتشر شده بود، ديدگاه
شما در اين خصوص چيست؟
همکاریهای نظامی واشنگتن-باکو بیشتر
شامل همکاری در چارچوب ناتو و استانداردسازی نیروهای نظامی آذربایجان و
مشارکت این کشور در برخی مسائل بینالمللی از جمله باصطلاح مبارزه با
تروریسم بینالمللی و مشارکت برای صلح میشود. اساساً آمریکا علاقمند به
تقویت توانمندیهای نظامی آذربایجان در منطقه قفقاز جنوبی نیست. اگر بخواهم
شفافتر و واضحتر اشاره کنم باید بگویم که آمریکا بیشتر در پی تقویت
منطقه مسیحی قفقاز جنوبی است که شامل ارمنستان و گرجستان میشود که در این
میان گرجستان از اولویت بیشتری برخورداراست.
کما اینکه موضوع الحاق
گرجستان به ناتو همواره مطرح بوده و کماکان ادامه خواهد داشت. از طرف دیگر
تا زمان پایان یافتن مناقشه قرهباغ آمریکا و غرب در راستای تقویت نیروی
نظامی آذربایجان گامهای موثری برنخواهد داشت. تلاش آمریکا و غرب در قفقاز
جنوبی و آسیای مرکزی بیش از آنکه با موضوع ایران مرتبط باشد با مقوله روسیه
مرتبط است. ایران نباید هزینههای روسیه را بپردازد. حتی همکاریهای نظامی
اسرائیل با آذربایجان هم با قدری تفاوت بر اساس رویکردهای منطقهای آمریکا
صورت میگیرد. البته با بزرگنمائی این همکاریها این بازیگران از این
مقوله به عنوان کارت بازی علیه ایران استفاده میکنند تا هزینههای ایران
را افزایش دهند، از این رهگذر فرصتهای ایران را در منطقه شکار کنند و
فرایند توسعه کشورمان را با موانع و کندی مواجه سازند. آنچه که تحت عنوان
تنشهای قومی مطرح میشود بیشتر جنبه ابزاری دارد تا واقعی. چرا که
بازیگران منطقهای و فرامنطقهای به دنبال آذربایجان بزرگ (با در نظرداشت
اینکه فرض محال، محال نیست) نمیباشند. از سوی دیگر دولت آذربایجان نیز در
پی از دست دادن موقعیت خود نیست.
در برخي منابع
نيز از تردد نيروهاي پژاك در جمهوري آذربايجان و عدم اعتناي دولت باكو به
نگرانيهاي ايران در اين زمينه اشاره كردهاند، ديدگاه شما در اين زمينه
چيست؟
بنده به سهم خود این گونه اخبار را موثق نمیدانم. این
اخبار هم همچون اخبار منتشر شده در مورد انتقال برخی اعضای منافقین خلق به
آذربایجان است که در سوال قبلی به آن پاسخ دادم. یکبار دیگر تکرار میکنم
ممکن است بصورت موردی و مقطعی در این خصوص اقدامی هم صورت گرفته باشد، اما
این به معنی جدی بودن و فراگیر و مداوم بودن این پروژه نیست. چراکه طرف
مقابل میداند که زیان این گونه اقدامات بسیار بیشتراز سود آن است.
روسيه اخيراً بر
استفاده و تقويت رادار قبله تا سال 2015تأكيد كرده است. با توجه به اين كه
مقامات كرملين پيشتر پيشنهادي را به امريكا براي استفاده مشترك از اين
رادار را مطرح كرده بودند، آيا استفاده مسكو از رادار قبله ميتواند
تهديدات امنيتي براي ايران ايجاد نمايد؟ رادار قبله بعنوان یک
پایگاه نظامی از سوی روسیه مورد استفاده قرار میگیرد. تا زمانی که مناقشه
قرهباغ حل وفصل نشود، کما کان روسها دراین پایگاه حضور خواهند داشت.
روسها در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از این پایگاه به نفع عراق استفاده
میکردند. از این پس هم این احتمال دور از ذهن نیست که مسکو در زد و
بندهای که با آمریکا و غرب دارد از این پایگاه علیه ایران استفاده کند.
پیشنهاد بهرهبرداری مشترک از این پایگاه در زمان ریاست جمهوری جورج بوش
پسر از سوی ولادیمیر، پوتین رئیس جمهور وقت روسیه به آمریکائیها داده شد و
نشستهائی هم دراین رابطه میان کارشناسان روسی و آمریکائی برگزار شد، اما
تبلور عینی به دنبال نداشت.
اگر هم همکاریهای بین این دو کشور در قبله
وجود دارد، اين همكاريها آشكار نيست. اصولا روسیه این پیشنهاد را در
راستای اجتناب آمریکا از استقرار سیستم دفاع ضدموشکی در اروپای شرقی به این
کشور ارائه نمود. بهرغم اینکه باراک اوباما در مقطعی با روسها از در
مصالجه درآمد، اما زمان نشان داد که واشنگتن به دنبال استقرار این سیستم
بوده و هم اکنون نیز این پروژه را ادامه میدهد که بخش راداری این سیستم در
خاک ترکیه مستقر میگردد تا حد زیادی هم فرایند اجرائی آن طی شده است.
در
شرایط فعلی انجام اقدامات ضدامنیتی از طریق این رادار علیه ایران
متصورنیست. این احتمال بیشتر زمانی تقویت میشود كه واشنگتن – مسکو برعلیه
ایران بخواهند اقدامی نمایند. در شرایط کنونی که آمریکا و ناتو به دنبال
استقرار سیستمهای دفاع ضدموشکی خاص خود هستند به این همکاری نیازی احساس
نمیشود.
با ملاحظة تحولات اخير، ميتوان رويكرد جمهوري آذربايجان به ايران را غيردوستانه دانست؟ علت اتخاذ اين رويكرد را در چه ميدانيد؟فضای حاکم بر مناسبات تهران – باکو مملو از مسائلی است که فرایند بیاعتمادی را تقویت میکند. دوکشور نمیتوانند از مشترکات تاریخی و منافع مشترک احتمالی در راستای تقویت اعتماد متقابل و توسعه روابط بهرهبرداری کند. ضعف دیپلماسی در هر دو کشور قابل مشاهده است. اگر بگویم برخلاف تصورات موجود، نکات مشترک به جای اینکه عامل تقویت مناسبات شود سبب افتراق، اختلاف و بیاعتمادی متقابل شده، سخنی به گزاف نگفتهام. مولفههائی از قبیل تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، دین مشترک سبب دور شده دولتین از یکدیگر و ایجاد خلاء استراتژیک میان دو کشور گردیده و موجبات گل آلود شدن آب دریاچه روابط فیمابین و گرفتن ماهی توسط کشورهای ثالث شده است.
یگانه رهیافت دوستی فیمابین ايران و جمهوري آذربايجان اعتمادسازی متقابل است. با سرمایهگذاری روی محورهای مشترک که منافع مشترک دو طرف را تامین کند میتوان از فضای منفی کنونی خارج شد و به مرور زمان مناسبات را تقویت نمود و پایههای آن را تحکیم بخشید. پس از این مرحله روند حل اختلافات شروع خواهد شد که با توجه به بستر اعتماد متقابلی که در گامهای نخست فراهم شده، میتوان این اختلافات را به شیوه صحیحی حل و فصل نمود. باید مد نظر داشته باشیم که نگرانی آذربایجان از ایران به فرایند افکنده شدن هر چه بیشتر این کشور در دامان غربیها سرعت خواهد بخشید. این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که با سنگینتر شدن فضای بینالمللی علیه ایران سایر کشورهای منطقه و فرامنطقهای هم از این فرصت بهرهبرداری لازم را میکنند.
خبرگزاری فارس: پرس تی وی طی گزارشی نوشت گرجستان روابط تجاری و پیوندهای تاریخی زیادی با ایران است و بهرغم همپیمانی با آمریکا در پی اجتناب از همراهی با تحریمها علیه ایران است.
به گزارش گروه اقتصاد بین الملل فارس به نقل از پرس تی وی، گرجستان یکی از متحدان اصلی واشینگتن به شمار می رود. یکی از خیابان های اصلی پایتخت این کشور به نام جورج بوش رئیس جمهور پیشین آمریکا نام گذاری شده است. گرجستان با اعزام هزاران سرباز به افغانستان در جریان جنگ افغانستان ثابت کرده که یکی از متحدان وفادار آمریکاست.اما، نکته قابل توجه در سیاست خارجی گرجستان آن است که این کشور علیرغم هم پیمانی با آمریکا، روابط نزدیکی نیز با ایران دارد. گرجستان که دارای پیوندهای فرهنگی و تاریخی بسیاری با ایران است، مدتی است تحت فشار آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای همراهی با تحریم های غرب علیه ایران قرار گرفته است. این موضوع گرجستان را در وضعیتی حساس قرار داده است. دولت گرجستان هنوز اظهار نظری در خصوص موضع خود درباره تحریم ها علیه ایران نکرده است، اما کارشناسان معتقدند، گرجستان احتمالا با انتخاب سختی مواجه خواهد بود.ناظران سیاسی معتقدند، گرجستان باید بین همکاری های استراتژیک با آمریکا و روابط رو به رشد خود با ایران یکی را انتخاب کند. این نظری است که توسط تحلیلگران آمریکایی حاضر در تفلیس ارائه شده است.بر اساس این گزارش با گشتی کوتاه در خیابانهای تفلیس، پایتخت گرجستان می توان به روابط عمیق و تاریخی ایران و گرجستان پی برد. حجم معاملات تجاری دو کشور در سال 2010 حدود 60 میلیون دلار بوده است که برای کشور کوچکی چون گرجستان، رقم قابل توجهی به شمار می رود.در تفلیس رستوران ها و آژانس های مسافرتی ایرانی زیادی وجود دارد و زبان فارسی در خیابان های پایتخت گرجستان زیاد شنیده می شود. با این حال، از نظر سیاسی آمریکا یکی از متحدان استراتژیک گرجستان محسوب می شود ، بنابراین با بالا گرفتن تنش ها بین ایران و آمریکا، تفلیس تلاش می کند با برگزیدن مشی متعادل، روابط خود با هر دو کشور را حفظ کند.
فرماندهي ناتو در افغانستان با علم به خشونت خاص نظاميان گرجي در انجام عملياتهاي نظامي، تلاش ميكند تا آنها را بيشتر به انجام مأموريتهاي دست دوم از جمله گشتزني در مسيرهاي كاروانهاي ترانزيتي، حفاظت از پادگانها و ... ترغيب نمايد. بايد به اين نكته اشاره كرد كه برخلاف متحدان اروپايي امريكا، تلاشها و اقدامات گرجستان در افغانستان اهداف كاملاً عملگرايانهاي را دنبال ميكند بود. به اين معنا كه در ازاء اعلام آمادگي گرجستان براي اعزام جنگجو به ميدان جنگ، واشنگتن مبالغي را پرداخت ميكند. بر همين اساس بود كه گرجستان پس از افزايش شمار نظاميان خود در در افغانستان كمك مالي به مبلغ يك ميليارد دلار را از (ارباب) خود (امريكا) دريافت كرد.
اما جالب تأمل اينكه مسلمانان بخش اعظم جمعيت گرجستان را تشكيل نميدهند و هرچند، شمار مسلمانان اين كشور حدود 12 درصد از كل جمعيت آن است، اما آنها در عمل از روندهاي سياسي داخل اين كشور محروم هستند. دولت گرجستان همچنين هر گونه تلاش مسلمانان اين كشور براي احقاق حقوق خود را سركوب ميكند كه از اين جمله ميتوان به ممنوعيت ساخت مساجد جديد، مجاز بودن تدريس در مدارس اين كشور تنها به زبان گرجي و ممنوعيت تبليغات دين اسلام اشاره كرد.
با اين ملاحظه، اگر اقدامات اسرائيل به صورت سنتي مورد انتقاد همه كشورهاي اسلامي قرار ميگيرد، لذا، براي گرجستان نيز در جهان اسلام نبايد حمايتكنندهاي وجود داشته باشد. در غير اين صورت، شيوة اقدام اين كشور ميتواند به عنوان الگويي از سوي ساير كشورهاي «بيپول» مسيحي نيز دنبال شود و رهبران اين كشورها به خاطر منافع مالي زير پرچم «شيطان بزرگ» قرار گيرند. بر اين اساس، اقدامات گرجستان در افغانستان نه تنها بايد از سوي سازمانهاي ذياعتباري چون اتحادية عرب و سازمان كنفرانس اسلامي، بلكه از سوي همة مسلمانان جهان اسلام مورد توجه قرار گرفته و در اين خصوص موضعگيري شود.
خبرگزاری فارس: "جان بیرله" سفیر آمریکا در روسیه در حالی ماموریت خود را تمام میکند که وی بخشی از خدماتی را که بر عهدهاش گذاشته شده به نحو احسن انجام داده است.
به
گزارش فارس، "جان بیرله" دیپلمات اهل میشیگان است و در سال 2008 از سوی
"جرج بوش" به عنوان سفیر آمریکا در روسیه انتخاب شد. وی به 5 زبان زنده
دنیا؛ بلغاری، چک، فرانسوی، روسی و آلمانی صحبت میکند. وی تنها فردی است
که پدرش "جوزف بیرله"، طی جنگ جهانی دوم هم در ارتش روسیه و هم در ارتش
آمریکا خدمت کرد و در سال 1942 آموزشهایی را از واحد شبه نظامیان در
گرجستان دید. وی قرار بود جای خود را به "مایک مکفاول" بدهد اما ظاهراً
روسیه با انتصاب وی در این سمت موافقت نکرده است.وی پیش از عزیمت به مسکو که در اوج تنش ها در روابط روسیه و آمریکا این کار
صورت گرفت سفیر آمریکا در بلغارستان بود. وی در چند سال ماموریت خود در
منطقه وظیفه خود را ایجاد حکومت های دموکرات در منطقه و حوزه اقمار شوروی
بیان کرده است.تلاش این دیپلمات در دوران ماموریت خود در روسیه و بلغارستان بیشتر حول
محور حمایت از مخالفان نظام های حاکم بر محدوده اقماری شوروی بود.برخی از نوشته ها، او و همفکرانش از جمله مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق
آمریکا و جرج سوروس را از پایه گذاران انقلاب ها در اوکراین و گرجستان
نامیده اند. وی بعنوان دیپلماتی با تجربه با اتکا به توانمندیاش در
برقراری ارتباط با مخالفان تبحری خاص دارد.تلاش برای برقراری ارتباط با مافیای یهودی که پس از به قدرت رسیدن ولادیمیر
پوتین متواری و به زندان افتادند از شگردهای بیرله و البته هفکرانش عنوان
شده است. وی ارتباطات پشت پرده ای با دو عنصر اسرائیلی به نام های بوریس
بریزوفسکی و ولادیمیر گوسینسکی صاحب سابق شرکت "مدیا موست" در روسیه،
بعنوان معماران انقلاب های رنگی در اقمار شوروی دارد.گوسینسکی به اسرائیل فرار کرد و بریزوفسکی نیز پس از بقدرت رسیدن پوتین از
روسیه به انگلیس گریخت و نام خود را در دادگاهی در لندن به "پلیتون النین"
تغییر داد. بریزوفسکی در دسامبر سال 2003 تحت همین نام وارد گرجستان شد و
اقدام به عملیات تحریک آمیز بین روسیه و گرجستان کرد. برخی از رسانه ها نقش
بیرله را در هماهگی عناصر مخالف دولت پوتین و فشار بر انقلاب رنگی در
گرجستان بسیار مهم می دانند. زیرا که وی علاقه خاصی به گرجستان و خارج کردن
این کشور از اقمار شوروی داشت و دلیل آن هم این بوده است که "جوزف بیرله"
پدر جان که از سربازان جنگ جهانی دوم بود در 12 دسامبر 2004 بر اکثر بیماری
قبلی در توکوآر گرجستان از دنیا رفت.اما برنامه وی برای نزدیکی به کرملین او را از اعلام موضع آشکار درباره تحولات گرجستان به ضرر روسیه بر حذر میداشت.
![]() |
بیرله؛ اسب چوبی رنگین در منطقه
در پی بروز ناآرامی ها در انتخابات اخیر دومای دولتی روسیه مقام های ارشد این کشور و تصمیم سازان در مسکو به این نتیجه رسیدند که مافیای یهودی که هم اکنون بصورت فراری در اسرائیل و انگلیس به سر می برند و برخی ها هم بازداشت شده اند تنها عامل تضعیف روسیه نبودند بلکه سفارت آمریکا و سفیر این کشور در مسکو هم نقش مهمی داشته است.روز یکشنبه چهار دسامبر 2011 ششمین دوره انتخابات دومای روسیه با شرکت حدود نیمی از ۱۰۸ میلیون نفر واجد شرایط رأی برای انتخاب نمایندگان ۴۵۰ کرسی مجلس روسیه به اجرا در آمد. در این انتخابات برای نخستین بار، هر هفت حزب سیاسی کشور شامل "روسیه واحد"، "کمونیست"، "لیبرالدموکرات"، "روسیه عادل"، "یابلوکو"، "راستگرا" و "میهنپرستان حضور داشتهاند. اما آنچه بیشتر موجب جنجال در حاشیه این انتخابات شد، نتایجی بود که از سوی دولت روسیه به عنوان نتایج انتخابات اعلام شد. پس از اعلام این نتایج، اعتراضات به آنچه تقلب در انتخابات خوانده میشد با تجمعاتی چند هزار نفره در مسکو و سن پترزبورگ و دستگیری بیش از دویست نفر توسط پلیس آغاز شد. اما به تدریج و با فراخوان شبکههای اجتماعی ، دامنه این اعتراضات گسترش یافت به نحوی که معترضان موفق شدند تظاهراتی 25 هزار نفر را در مسکو و در اعتراض به نتایج انتخابات سامان دهند.اما ظاهرا جرقه این رویداد همچون اتفاقات پیش آمده حول انتخابات ایران، با اعلام نتایج انتخابات در روسیه روشن نشد چنانکه اطلاق "انقلاب برفی" به این انقلاب و انتخاب روبان سفید به عنوان نماد این حرکت اعتراضی از ماهها پیش و در رسانههای نزدیک به معترضان غربگرا در نظر گرفته شده بود.آنگونه که در سانه ها و از سوی مقام های روسیه عنوان شده "جان بیرله" سفیر آمریکا در این کشور نقش کلیدی در این ناآرامی ها داشته است.
بیرله و تفکر وی در باره انقلاب احتمالی در روسیه
بیرله هم اکنون به یکی از مهمترین بازیگران عرضه ناآرامی ها در روسیه بویژه پس از انتخابات دوما تبدیل شده است. این دیپلمات معتقد است که روسیه باید روند دموکراسی را طی کند و از حاکمیتی که وی بر اساس گفته ویکی لیکس شکل آن را" دو سره" می نامد خلاص شود. بیرله حاکمیت روسیه را دوسره می نامد و می نویسد: بر اساس تاریخ روسیه و محرک های فعلی نشان می دهد که این نوع حاکمیت نمی تواند دائمی باشد. در اسناد ویکی لیکس که چندی پیش از سوی "جولیان آسانژ" منتشر شد دیدگاه بیرله و سلف وی درباره مقام های روسیه منتشر شد که این اسناد به خوبی نشان از تلاش موی برای مقدمه چینی یک انقلاب برفی در روسیه بوده است.در این اسناد آمده است: آمریکا دیدگاه تاریک و تیره ای نسبت به کرملین پس از شوروی و رهبری آن دارد و امید واشنگتن مبنی بر اینکه روسیه موکراتیک تر و قابل اعتماد تر شود بسیار کم است.در اسناد ویکی لیکس که مکاتبات سفارت آمریکا در مسکو را منعکس می کرد نسبت به ولادیمیر پوتین این چنین عنوان شده است: آقای پوتین از برتری و قدرت نسبت به تمامی مقام های دولتی روسیه برخوردار است.روزنامه روسی "کامرسانت" در گزارشی با استناد به اسناد ویکی لیکس نوشت: دیپلمات های آمریکایی از "دیمیتری مدودف" رئیس جمهوری روسیه به عنوان رهبری مردد و گماشته پوتین نام می برند که برای وی آواز می خواند و از پوتین به عنوان "مرد آلفا" یاد می کنند نامی که از یک فیلم سینمایی اقتباس شده و در آن مردان آلفا بیشتر از دیگران احساس خطر می کنند و تلاشهای زیادی را برای پیروز شدن در رقابتهای مختلف دارند. از ویژگیهای جالب مردان آلفا این است که در تمام جنبه های زندگی خطر پذیر هستند و برای رسیدن به اهداف خود بیشتر تلاش می کنند.بیرله بدون شک بر آن بود تا مدلی را که در جمهوری های شوروی و ایران پس از انتخابات طراحی شد پی ریزی کند. وی در 4 دسامبر پیش از برگزاری انتخابات و در اقدامی خارج از عرف دیپلماتیک و خارج از توافقات ژنو درباره فعالیت های نمایندگان خارجی در دیگر کشورها، از شهروندان روسیه خواست تا در انتخابات دوما شرکت کنند.بیرله با اذعان به اینکه درخواست برای مشارکت شهروندان در انتخابات، خارج از وظایف قانونی اوست اما در عین حال می گوید: من بعنوان کسی که برای حدود 20 سال از نزدیک پیگیر تحولات دموکراتیک در روسیه هستم و بعنوان یک آمریکایی دیدگاه خودم را اعلام می کنم.بیرله برای نزدیکی با شهروندان روسیه و دخالت در امور داخلی این کشور در راستای انقلاب برفی وبلاگی را هم به بزان روسی به راه انداخته است.وی می گوید: تمامی انقلابیون دو آتیشه در جهان مانند "آبی هافمن" چپ گرای مخالف دولت آمریکا ، که در سال 1989 از دنیا رفت، اعتقاد دارند که دموکراسی کاری است که شما می کنید، شما شرکت می کنید. بدون مشارکت دموکراسی فرو می پاشد.بیرله تنها به موعظه و خطابه در پایتخت سرد و برفی روسیه بسنده نکرد و روابط خود را با انقلابیون بیش از پیش تحکیم بخشد تا جایی که علناً مقام های روسیه او را متهم به پرداخت کمک مالی و پول به مخالفان کردند.
بیرله؛ پرداخت کننده پول به "یهودا" های روسی
برخی منابع روس از پرداخت رشوه توسط دولت آمریکا و "جان بیرله" به "سازمان امنیت و همکاری اروپا" ،که یکی از ناظران بین المللی انتخابات روسیه بود ،خبر دادهاند و این در حالی است که گزارشهای این سازمان مبنی بر تقلب در انتخابات از اصلیترین مستندات معترضان این روزها در روسیه به شما میرود.همچنین اخبار دیگری مبنی بر پرداخت پول به مخالفین در روسیه از سوی بیرله وجود دارد. این دخالت ها سبب شد تا ولادیمیر پوتین در سخنانی پیش از انتخابات دومای روسیه خشم خود اعلام و کسانی که از خارج پول می گیرند "حواری خائن" بنامد.نخست وزیر روسیه گفت: برخی قدرتهای بدهکار با دادن پول به برخی ها در روسیه بر آن هستند تا در انتخابات های آتی این کشور به اهداف خود برسند. پوتین با اشاره تلویحی به سفیر آمریکا در روسیه افزود: ما می دانیم که در این روزها در آستانه انتخابات دومای کشوری و ریاست جمهوری در روسیه، نمایندگان برخی از کشورهای خارجی متاسفانه افرادی را با پول جمع کرده، آموزش های لازم را به آنها داده و آنها را برای انجام مقاصد تعیین شده ترغیب می کنند تا بدین ترتیب بتوانند بر روند انتخابات در کشور ما تاثیر بگذارند این کارها بی فایده است و همانطوری که مردم میگویند این پول ها بر باد خواهند رفت.نخست وزیر روسیه که قرار است از سوی حزبش به عنوان نامزد ریاست جمهوری آتی روسیه معرفی شود دریافت کنندگان پولها را به "یهودا" حواری خائن به حضرت مسیح تشبیه می کند و می گوید: اولاً، یهودا شخصیت محترمی در میان مردم نیست و ثانیاً بهتر است این پول ها را برای پرداخت بدهی دولتی خود صرف کنند و از انجام سیاست خارجی ناکارآمد و پر هزینه دست بردارند.
اشاره پوتین به بدهی کشور پرداخت کننده شکی در خواننده نمی گذارد تا نتیجه بگیرد که وی از بحران اقتصادی آمریکا و کسر بودجه این کشور سخن می گوید.رسانه های روسیه اعلام کردند که اشاره پوتین به حواریون خائن افرادی مانند "بوریس نمتسوف" معاون اول سابق نخست وزیر، "میخائیل کاسیانف" نخست وزیر سابق روسیه و "گری کاسپارف" قهرمان سابق شطرنج جهان هستند که ارتباطات مستقیمی با وزارت امور خارجه و کاخ سفید آمریکا و همچنین سفارت آمریکا در مسکو دارند.
نتیجه گیری
"فکت"هایی که در این مقوله عنوان شد نشان از آن دارد که آمریکا برای روسیه برنامه بلند مدتی دارد و این برنامه ها در کنار برنامه ها و سامانه های موشکی یک هدف واحد را دنبال می کنند و آن تضعیف روسیه از درون و بیرون و بازگردان آن به دوران بوریس یلتسین رئیس جمهوری پیشین روسیه است که به گفته تمامی آگاهان و منصفان در آن زمان تصمیمات درباره روسیه از سوی "ال گور" معاون بیل کلینتون رئیس جمهوری وقت آمریکا و در واشنگتن صورت می گرفت.همچنین در این مطلب اشاره شد که سفیر آمریکا در مسکو افسر جنگ نرم و آنگونه که "جین شارپ" و "جوزف نای" عنوان می کنند رهبری قدرت نرم آمریکا را در برابر روسیه بر عهده داشت.سفیر آمریکا یکی از ماموریت های خود را کمک به اشاعه دموکراسی در روسیه عنوان کرده و این موضع وی بارها از سوی مقام های روسیه مورد مذمت قرار گرفته است. وی در تلاش بود تا در طول ماموریت خود با محور قرار دادن مسکو برای حمایت از انقلاب های رنگی در جمهوری های شوروی روسیه را در موضعی تدافعی قرار دهد. بیرله در عین حال تلاش کرد تا با موضع گیری نرم در برابر بحران اوستیا و آبخازیا و در واقع خالی کردن پشت متحد خود یعنی میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان بتواند اعتماد کرملین را تا حدودی به نیات خود جلب کند.بیرله از اختلافات روسیه و انگلیس در زمینه های مختلف از جمله استرداد افراد تحت تعقیب دو طرف و همچنین مخالفت روسیه با "شورای فرهنگی بریتانیا" در شهرهای این کشور استفاده کرده تا نفوذ آمریکا را در مناطق تحت نفوذ روسیه توسعه دهد.
خبرگزاری فارس: سرپرست نیروی دریایی آمریکا در سفر به گرجستان وعده داد که کشورش در استقرار رادارهای جدید به منظور کنترل مناطق فرامرزی گرجستان به این کشور کمک خواهد کرد.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری-اینترنتی «راس بالت»، "ایوان مرابیشویلی" وزیر کشور گرجستان روز جمعه در کنفرانس خبری بعد از دیدار غیرعلنی خود با "ری مابوس" سرپرست نیروی دریایی آمریکا در تفلیس اعلام کرد که دولت آمریکا به این کشور در استقرار رادارهای جدید به منظور کنترل مناطق فرامرزی گرجستان کمک خواهد کرد. در این ملاقات که پشت دربهای بسته صورت گرفت، طرفین به بررسی مسائل مربوط به همکاریهای دوجانبه در عرصه نظامی و مسائل امنیتی منطقه پرداختند. وزیر کشور گرجستان اعلام کرد که با کمک آمریکا در این کشور رادارهای مجهزی مستقر خواهد شد که امکان کنترل مناطق پیرامون را به طور دقیق و کامل برای کشور گرجستان فراهم خواهد ساخت. به گفته وی، از دیگرموضوعات مورد بحث در این دیدار بررسی همکاری تنگاتنگ میان آمریکا و گرجستان برای جلوگیری از قاچاق اسلحه، مواد مخدر و تسلیحات کشتار جمعی از طریق راههای آبی بود. سرپرست نیروی دریایی آمریکا هم به نوبه خود تاکید کرد که همکاریهای آمریکا و گرجستان در زمینه مسائل امنیتی ادامه خواهد یافت و مقامات واشنگتن به گرجستان در تجدید ساختار ناوگان دریایی این کشور کمک خواهند کرد.به گفته مابوس، گرجستان شریک خوبی برای آمریکاست و همکاری متقابل دو کشور در زمینه مسائل نظامی گسترش پیدا خواهند کرد.این مقام نظامی آمریکایی امروز، شنبه از یک مرکز آموزش نیروی دریایی گرجستان دیدن کرده و بر اجرای بخشی از مانورهای نظامی گرجستان و آمریکا نیز نظارت خواهد داشت.
|
|
||||||
به گزارش خبرگزاري فرانسه، آندرس فوگ راسموسن دبيركل ناتو، روز چهارشنبه گرجستان را به اجراي اصلاحات ضروري براي عضويت در اين سازمان بين المللي دعوت كرد.دبيركل ناتو در همين خصوص گفت: گرجستان براي ناتو مهم است همانگونه كه اين سازمان براي تفليس مهم است.وي در ادامه افزود: گرجستان تلاش زيادي براي برقراري روابط محكم با ناتو انجام داده است ولي اين تلاش ها بازهم بايد افزايش يابد.راسموسن سه سال قبل در نشست سران كشورهاي عضو ناتو در بخارست پايتخت روماني به صراحت اعلام كرده بود كه گرجستان در آينده به عضويت اين سازمان درخواهد آمد.دبيركل ناتو همچنين از امضاي توافقنامه تجاري بين روسيه و گرجستان با ميانجيگري سوييس استقبال كرد.
عطا بهرامی
خبرگزاری آران/سرویس گرجستان
«آرتور کسلر» که یک یهودی است مینویسد که ریشههای یهودی مدرن را نباید در فلسطین، که باید در قفقاز جستوجو کرد. یهودیان نه از مدیترانه، که از قفقاز به اوکراین، لهستان و از آنجا به اروپای مرکزی سرازیر شدهاند. آیا در سیاستهای رژیم صهیونیستی این منطقه، به فراموشی سپرده شده است؟ گروه سیاسی برهان/ عطا بهرامی؛ منطقهی قفقاز در کانون توجه قدرتهای منطقهای و فرا منطقهای قرار دارد. اهمیت ژئوپلتیک منطقه، غیرقابل چشم پوشی است و همین مسأله باعث رقابت شدیدی بین بازیگران مؤثر در آنجا شده است. رژیم اسراییل نیز برای افزایش امنیت خود با استفاده از نفوذ در همسایگان و کمک به کشیدن دیوار حایلی در منطقهی قفقاز بر مرزهای روسیه که آمریکاییها پیریزی کردهاند، تلاش میکند. سیاست این رژیم همواره شکستن قدرتهای بزرگ در منطقه و تبدیل آنها به قدرتهایی کوچکتر بوده که قابل کنترل باشند.در قفقاز شمالی این سیاست ابعاد متفاوت و پیچیدهای دارد. هنگامی که از قفقاز شمالی صحبت میکنیم، منظور اصلی ما «گرجستان» است. روسیه به عنوان کسی که با ابزار آمریکا و اسراییل؛ یعنی گرجستان وارد درگیری شدیدی شده هدف این سیاست قرار گرفته است. اگرچه روسیه از اسراییل دور است و تهدیدی علیه این رژیم محسوب نمیشود اما در اینجا سیاست اسراییل در خدمت سیاست کلان ایالات متحده قرارگرفته است. آمریکا از فردای پس از جنگ سرد تمام تلاش خود را برای شکستن قدرتهای منطقهای به جهت از بین بردن هرگونه چالش بالقوه برای ایالات متحده به کار برده است. رژیم صهیونیستی نیز در این سیاست با آمریکا همراه و همگام است. البته انتظارهای اسراییل از حضور در قفقاز وسیعتر بوده و به حوزهی ادعاهای تاریخی نیز مرتبط میباشد.گرجستان به عنوان یکی از کشورهایی که تزارها با زور سرنیزه به روسیه ملحق کرده بودند، مانند سایر جمهوریهای استقلال یافته از شوروی در تلاش است ضمانتهایی برای جلوگیری از سلطهی مجدد روسها بیابد و راه حلی که این کشور برگزیده است استفاده از ظرفیت قدرتهای فرا منطقهای، سازمانهای امنیتی و اتحادیههای منطقهای مانند؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و اتحادیهی اروپا است. هر کدام از این موضوعات بحثهای خاص خود را میطلبند که از موضوع نوشتار حاضر خارج است و در اینجا تنها روابط رژیم اسراییل و گرجستان با تأکید بر نقاط عطفی مانند جنگ قفقاز 2008 مورد ارزیابی قرار میگیرد.گرجستان، طبق برآوردهای جمعیتی سال 2007 دارای جمعیتی یهودی به میزان 127,245 نفر، معادل 1.4 جمعیت 9 میلیونی این کشور است. در کابینهی این کشور نیز همواره وزرای یهودی حضور داشتهاند. در سال 2008 و در هنگام آغاز جنگ «ولادیمیر گورجنیدزه» نخست وزیر، «یعقوباشویلی» وزیر بازهمگرایی و «دیوید کزاراشویلی»(به معنی فرزند خزر) وزیر دفاع که شهروندی اسراییل را نیز دارد، گرجستان یهودی بودند. «لاشا ژوانیا» سفیر اسبق گرجستان در اسراییل دارای مادری یهودی است. لابی یهودیان در گرجستان بر سیاست این کشور تسلط دارد و مناسبات آن با دنیای خارج را تنظیم میکند.
روابط اقتصادی
مناسبات اقتصادی اسراییل و گرجستان در سالهای اخیر همواره فزآینده بوده است. در مارس 2011، دپارتمان توسعهی اقتصادی گرجستان سفری به اسراییل با تمرکز بر امور کشاورزی، فنآوریهای پیشرفته و انرژیهای جایگزین ترتیب داد. «سونی پردو» در سفری به اسراییل در سال 2005 با تأکید بر افزایش مناسبات دو طرف گفت که اسراییل در زمینهیفنآوری، پیشتاز است و یکی از عمدهترین شرکای ما است.[1] گرجستان یکی از 22 کشوری است که موافقتنامهی همکاری با اسراییل را امضا کرده است. نخستین همکاریهای طرفین به سال 1992 باز میگردد که در آن توافقهایی برای همکاری در حوزههای؛ فنآوریهای نوین در حوزههای کشاورزی و صنعتی، افزایش تجارت، تشویق توریسم و برنامههای مشترک در توسعهی اقتصادی، عملیاتی شد. هم اکنون بیش از 100 شرکت گرجستانی در اسراییل مشغول فعالیت هستند.اسراییل خود را نه تنها به عنوان یک سرمایهگذار مستقیم در گرجستان مطرح کرده، بلکه به گرجیها نیز فهمانده است که راه سرمایهگذاری خارجی در گرجستان از «اورشلیم» میگذرد و تأیید این رژیم امری الزامی است.در جشن 60 سالگی رژیم صهیونیستی(2008)، اجلاسی مشترک در تفلیس برگزار شد که شعار طرفین «با هم میسازیم» بود. در این اجلاس بیش از 60 نفر از عمده سرمایهداران اسراییلی حضور داشتند. «اکتارین شراشیدزه» وزیر توسعهی گرجستان در این باره گفت که این مناسبات برای آنها بسیار مهم است. صدها طرح به وسیلهی اسراییل در گرجستان در حال راه اندازی است و این اجلاس برای جذب سرمایهگذاری بسیار اهمیت دارد، صنعت جدید و شغل جدید میآفریند.این اظهارنظرها نشان میدهد که اسراییل خود را نه تنها به عنوان یک سرمایهگذار مستقیم در این کشور مطرح کرده، بلکه به گرجیها نیز فهمانده است که راه سرمایهگذاری خارجی در گرجستان از «اورشلیم» میگذرد و تأیید این رژیم امری الزامی است.در اینجا ذکر به اختصار یک مورد مهم ضروری است. سالها است که بحث سرمایهگذاری خارجی و اهمیت آن در اشتغال و توسعه مطرح شده است. با وجود بحثهای بسیار زیادی که در این باره وجود دارد به مسألهی کلیدی رژیمهای سرمایهگذاری که بحثی نو میباشد، پرداخته نشده است. برخورد به مسألهی سرمایهگذاری خارجی همواره بسیار ساده، ابتدایی و با این پیش فرض بوده است که حرکت سرمایهها تنها براساس مزیتهای نسبی است، در حالی که رژیمهای سرمایهگذاری کلید واژهی این موضوع هستند. حرکت سرمایه در جهان تنها از متغیرهای سادهی اقتصادی پیروی نمیکند و اشارهی سران رژیم اسراییل به گرجیها به این دلیل است که به آنها بفهمانند که این آنها هستند که میتوانند جریان سرمایه را به سمت این کشور هدایت کنند و یا مانع آن شوند.ارزش صادرات اسراییل به گرجستان در سال 2008 میلادی 918 میلیون دلار بود. گرجستان در حال تبدیل به بزرگترین محل برای صادرات نظامی اسراییل است.[2] با این وجود، این رژیم برای همراه کردن روسیه با خود در نفروختن سامانههای دفاعی S300به ایران، به این کشور قول فروش هواپیماهای بدون سرنشین را داده است. منافع متناقض اسراییل در قفقاز شمالی باعث گرفتاری سران اسراییل و سفرهای پیاپی آنها به روسیه و گرجستان برای حفظ موازنه بین منافع متناقض آن شده است.پیش از جنگ گرجستان و روسیه در سال 2008، در سالهای 2006 و 2007 این کشور رشدی نزدیک به 10 درصد را در تولید ناخالص داخلی(GDP) خود تجربه میکرد که آن را ناشی از سرازیر شدن سرمایههای خارجی میدانست. رشد اقتصادی این کشور در سال 2010، 5.5 درصد بود. این مهم نشان میدهد که این کشور برای اقدام علیه روسیه در سالهای منتهی به جنگ قفقاز، از همه جهت در حال آماده شدن بوده است. البته اقتصاد این کشور کوچک بوده و تولید ناخالص داخلی آن تنها 11.234 میلیارد دلار آمریکا است. در فاصلهیسالهای 1997 تا 2006 ارزش صادرات نظامی اسراییل به گرجستان نزدیک به 500 میلیون دلار بوده است.
مشکلات اسراییل در روابط با گرجستان
موانعی اساسی نیز برای نفوذ این رژیم در گرجستان وجود دارد. پس از جنگ قفقاز و غلبهی نیروهای روسیه بر گرجستان و تصرف اوستیا، اسراییل خود را در موقعیت وخیمی یافت. با اینکه سلاحهای این رژیم 37 میگ بدون سرنشین روسیه را سرنگون کردند، اما اسراییل با تهدید روسیه مبنی بر اینکه در صورت تداوم فروش سلاح به گرجستان، با تلافی فروش سلاحهای پیشرفته به دشمنان اسراییل در خاورمیانه مواجه خواهد شد، باعث دردسر جدی سران این رژیم شد.اسراییل توانست در جنگ قفقاز کمک رسانهای عظیمی با استفاده از رسانههای یهودی غربی در اختیار گرجستان قرار دهد. به فاصلهی دو هفته، رسانههای غربی سه رویکرد را دربارهی جنگ قفقاز در پیش گرفتند.
1.گام اول، تهاجم گرجستان به اوستیا
2.گام دوم، جنگ بین روسیه و گرجستان
3.گام سوم، حملهی روسیه به گرجستان
این تحریف آشکار واقعیت باعث شد که «ولادیمیر پوتین» نخست وزیر روسیه به صراحت اعلام کند که ما از سلاحهای غربیها ترسی نداریم، ترس ما از رسانههای آنها است.توانایی روسیه برای حمایت از دشمنان اسراییل در خاورمیانه باعث شده است تا این رژیم نتواند چنان که میخواهد از گرجستان حمایت کند و ناگزیر است کمکهای خود را به صورت غیرمستقیم در اختیار این کشور قرار دهد. این رژیم ادعاهای تاریخی نیز در خزر دارد و آنجا را مأوای تاریخی یهودیان میداند. روز 12 آوگست 2008، ولادیمیر گورجنیدزه نسخت وزیر یهودی گرجستان در یک تماس تلفنی با تل آویو از «رابی آهارون لیب استینمان» خواست که برای آنها در جنگ با روسیه دعا کند. اسراییل بیش از 1000 مستشار بلندپایهی نظامی در گرجستان دارد و بسیاری از ژنرالهای بازنشستهی این رژیم نیز در گرجستان زندگی میکنند.یهودیها در منطقهی قفقاز ادعاهای تاریخی وسیعی دارند. «آرتور کسلر» که خود نیز یک یهودی است دربارهی ریشههای یهودی مدرن مینویسد که آن را نباید در فلسطین که باید در قفقاز جستوجو کرد. یهودیان نه از مدیترانه که از قفقاز به اوکراین، لهستان و از آنجا به اروپای مرکزی سرازیر شدهاند. آنها در قرن 9 میلادی دارای حکومت وسیعی میان دریای خزر و دریای سیاه بودهاند.حضور همه جانبهی اسراییل در منطقهی قفقاز و سرمایهگذاری عظیم آن به خصوص در گرجستان نشان میدهد که این منطقه در سیاست کلان این رژیم دارای جایگاه مهمی است و کلید راهبردهای آینده برای اعمال فشار بر روسیه و همچنین گسترش جبههی مواجه به جهان اسلام در خاورمیانه به شمار میرود.
1.http://www.israel21c.org/social-action/israel-and-georgia-create-a-peach-of-a-business-environment
2. EconimuWatchIsrael Export, Import and Trade
http://www.economywatch.com/world_economy/israel/export-import.html
(*) عطا بهرامی؛ سردبیر بخش پژوهشهای ایرنا

انعکاس اخبار ، یادداشت ها ، گزارشات ، پژوهش ها ، تحقیقات ، تجزیه و تحلیل های مهم پیرامون مسائل راهبردی ، استراتژیکی ، ساختار و نظام حکومتی ، سیاسی ، فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، اقتصادی ، تجاری ، امنیتی ، نظامی ، اشغالگران ، مهاجرت ، بهداشت و سلامت ، آمار و جمعیت ، جامعه شناسی ، تاریخ ، جغرافیا ، مذاهب ...به نقل از منابع گوناگون رسانه ای ، مطبوعات ، خبرگزاری ها ،سایت ها ، وبلاگ ها ، کارشناسان ...در باره جهان اسلام ، نهضت مسلمانان ،دیگر ادیان الهی ، جوامع ...