اخبار و رویدادهای افغانستان ( مذاکرات آمریکا و طالبان در قطر ـ 2 ) 1390/10/19

مذاکره با امریکا؛ پشت کردن به صداهای داخلی
تاریخ : 2012/01/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 752)
این روزها تب مذاکره بالا گرفته است، طالبان با پخش اعلامیهیی آمادگی خود
براي ایجاد دفتر نمایندگی در قطر را اعلام داشتند. هیأت حزب اسلامیحکمتیار
نيز وارد افغانستان شد تا با امریکاییها وارد گفتگو شود. وجه مشترک هیأت
حزب اسلامی و طالبان آن است که هر دو جناح مخالف حکومت، از مذاکره با
حکومت افغانستان ابا ورزیده و هر دو خواهان گفتگو با امریکاییها شده اند.این گفتهها در حالی ابراز میگردد كه انگار هر دو گروه از افغانستان
نيستند، در حالي که صلح در افغانستان باید تأمین گردد، مردم افغانستان در
ده سال گذشته مورد تاخت و تاز مهاجمان مسلح قرار داشته و سنگینترین
ضربهها را از سوی مخالفان مسلح تحمل كرده اند. اکنون اين پرسش مطرح ميشود
كه مذاکره با نیروهای خارجی به معنای چیست و غرض جناحهای مسلح مخالف از
این گونه اظهار نظرها چه چیزی میتواند باشد؟
برخی تحلیلگران بدین باور اند که این گونه اظهار نظرها از سوی مخالفان به معنای آن است که حکومت افغانستان، ترکیب آن و قوای موجود دولت و قانون اساسی افغانستان مورد قبول نیروهای مخالف مسلح نیست و آنان خاطر نشان میسازند که صلح خواهی به معنای پذیرفتن پیش شرطهای صلح افغانستان نمیباشد. حکومت افغانستان در چهارسال گذشته اعلام داشته است که طالبان باید در روند صلح بپیوندند، قانون اساسی افغانستان رابه رسمیت بشناسند، نهادهای قانونی و حقوقی افغانستان را احترام بگذارند. از جمله حقوق زنان را محترم بدارند. اما وقتی هیأت طالبان و حزب اسلامی بر مذاکره با نیروهای امریکا تأیید میورزند، بدین معناست که اندیشهیی برای ایجاد حکومت و قانون اساسی افغانستان دارند، همان گونه که سخنگوی طالبان اظهار داشته است، طالبان خواهان حکومت اسلامی است که بر قرآن و سنت بنا یافته باشد. بناً این اختلاف فکری عمیق در ایجاد حکومت طالبان و حزب اسلامی، حکومت افغانستان را به رسمیت نمیشناسند و خواهان مذاکره با ایالات متحده امریکا هستند.
وجه دیگر آن، این است که جناحهای مخالف حکومت، بدین اندیشه اند که در صورت پذیرفتن شرایط حکومت افغانستان، چه جایگاه سیاسی در حکومت افغانستان خواهند داشت؛ زیرا حکومت افغانستان در اوضاع کنونی بر اساس شعاع قومی تقسیم شده است. وزرای کابینه نه بر اساس کاردانی و درایت که بر بنای قومیآن سمت را احراز کرده اند، بناءً اگر آنان به روند صلح حکومت بپیوندند، هیچگاه در رأس ادارهي حکومت قرار نخواهند گرفت و سمتهای بالایی را احراز نخواهند کرد. در این صورت ترجیح میدهند تا این حکومت را دور بزنند و از طریق امریکا و غرب وارد حکومت شوند، تا تضمینی برای آیندهی سیاسی خود کسب کنند.
دیدگاه دیگر آن است که جناحهای مسلح مخالف بدین پندار اند که این حکومت به دلیل ضعفهاي مهم ساختاري قابل اعتنا نیست و نیروهای بینالمللی نیز همواره بر این ضعفها تأکید ورزیده اند. علاوه بر آن که هنوز یک سیستم پاسخگو برای مردم افغانستان ایجاد نشده، نظام موجود برای جامعهي جهانی نیز چندان مقبول نبوده است. از این جهت است که جامعهی جهانی همواره از حکومت شکایت داشته است. با توجه به همین ضعفهاي حكومت، نیروهای مخالف ترجیح میدهند تا با حکومت افغانستان وارد مذاکره نشوند. در میان این دیدگاهها، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد، آن تحریک کشورهای خارجی و مؤثر بر نیروهای مخالف است تا مخالفان حكومت را از مذاكره باحكومت باز دارد. آن چه از اهميت برخوردار است، نفس حاضر شدن طالبان به ميز مذاكره است و در نهايت اين حكومت افغانستان است كه بايد باب گفت وشنود جدي با طالبان را باز كند و به بده بستان بپردازد .
مهم آن است كه حكومت افغانستان ظرفيت لازم را در خود ايجاد كند تا هيأت افغانستان به عنوان نمايندهی تمام مردم افغانستان از همه طيفهاي سياسي و از همه جناحهاي قومي تلقي گردد و همه مردم افغانستان در روند مذاکره موجود خود را دخيل بدانند و حكومت بايد به اين امر فکر كرده باشد كه تك تازيها در همه عرصهها به نفع افغانستان وآينده كشور نيست.
برخی تحلیلگران بدین باور اند که این گونه اظهار نظرها از سوی مخالفان به معنای آن است که حکومت افغانستان، ترکیب آن و قوای موجود دولت و قانون اساسی افغانستان مورد قبول نیروهای مخالف مسلح نیست و آنان خاطر نشان میسازند که صلح خواهی به معنای پذیرفتن پیش شرطهای صلح افغانستان نمیباشد. حکومت افغانستان در چهارسال گذشته اعلام داشته است که طالبان باید در روند صلح بپیوندند، قانون اساسی افغانستان رابه رسمیت بشناسند، نهادهای قانونی و حقوقی افغانستان را احترام بگذارند. از جمله حقوق زنان را محترم بدارند. اما وقتی هیأت طالبان و حزب اسلامی بر مذاکره با نیروهای امریکا تأیید میورزند، بدین معناست که اندیشهیی برای ایجاد حکومت و قانون اساسی افغانستان دارند، همان گونه که سخنگوی طالبان اظهار داشته است، طالبان خواهان حکومت اسلامی است که بر قرآن و سنت بنا یافته باشد. بناً این اختلاف فکری عمیق در ایجاد حکومت طالبان و حزب اسلامی، حکومت افغانستان را به رسمیت نمیشناسند و خواهان مذاکره با ایالات متحده امریکا هستند.
وجه دیگر آن، این است که جناحهای مخالف حکومت، بدین اندیشه اند که در صورت پذیرفتن شرایط حکومت افغانستان، چه جایگاه سیاسی در حکومت افغانستان خواهند داشت؛ زیرا حکومت افغانستان در اوضاع کنونی بر اساس شعاع قومی تقسیم شده است. وزرای کابینه نه بر اساس کاردانی و درایت که بر بنای قومیآن سمت را احراز کرده اند، بناءً اگر آنان به روند صلح حکومت بپیوندند، هیچگاه در رأس ادارهي حکومت قرار نخواهند گرفت و سمتهای بالایی را احراز نخواهند کرد. در این صورت ترجیح میدهند تا این حکومت را دور بزنند و از طریق امریکا و غرب وارد حکومت شوند، تا تضمینی برای آیندهی سیاسی خود کسب کنند.
دیدگاه دیگر آن است که جناحهای مسلح مخالف بدین پندار اند که این حکومت به دلیل ضعفهاي مهم ساختاري قابل اعتنا نیست و نیروهای بینالمللی نیز همواره بر این ضعفها تأکید ورزیده اند. علاوه بر آن که هنوز یک سیستم پاسخگو برای مردم افغانستان ایجاد نشده، نظام موجود برای جامعهي جهانی نیز چندان مقبول نبوده است. از این جهت است که جامعهی جهانی همواره از حکومت شکایت داشته است. با توجه به همین ضعفهاي حكومت، نیروهای مخالف ترجیح میدهند تا با حکومت افغانستان وارد مذاکره نشوند. در میان این دیدگاهها، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد، آن تحریک کشورهای خارجی و مؤثر بر نیروهای مخالف است تا مخالفان حكومت را از مذاكره باحكومت باز دارد. آن چه از اهميت برخوردار است، نفس حاضر شدن طالبان به ميز مذاكره است و در نهايت اين حكومت افغانستان است كه بايد باب گفت وشنود جدي با طالبان را باز كند و به بده بستان بپردازد .
مهم آن است كه حكومت افغانستان ظرفيت لازم را در خود ايجاد كند تا هيأت افغانستان به عنوان نمايندهی تمام مردم افغانستان از همه طيفهاي سياسي و از همه جناحهاي قومي تلقي گردد و همه مردم افغانستان در روند مذاکره موجود خود را دخيل بدانند و حكومت بايد به اين امر فکر كرده باشد كه تك تازيها در همه عرصهها به نفع افغانستان وآينده كشور نيست.

چراغ سبز به گفتگوهاي صلح؛ تحولی مهم در استراتژی طالبان
تاریخ : 2012/01/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 752)

حزب اسلامی تلاش دارد از قافله عقب نماند
گروه خبر/ پيام مجاهد ـ با گذشت چندين هفته، موضوع مذاكرهي امريكا با طالبان در قطر و گشايش دفتر نمايندگي اين گروه در اين كشور، روز به روز داغتر ميشود، به خصوص اينكه در هفتهي گذشته، طالبان موافقت خود را با گشايش دفتر سياسي در خارج اعلام كردند و امريكا و افغانستان نيز از اين موضع آنها استقبال كردند؛ اما داغتر شدن مسألهي مذاكرات صلح با طالبان در قطر و همراهي دولت افغانستان با آن، در حاليكه طالبان دولت افغانستان را به عنوان يك طرف گفتگوهاي صلح به رسميت نشناخته، برخي نگرانيها را در ميان جريانها و گروههاي سياسي و اپوزيسيون مبني بر ماهيت اين مذاكرات برانگيخته است. از ديگر سو، شك و ترديدهايي در مورد چگونگي شركت طالبان در مذاكرات صلح و يكدست بودن آن، از سوي برخي آگاهان مطرح شده است.
موافقت طالبان با گشایش دفتر سیاسی در خارج
به دنبال گزارشها و خبرهاي گذشته در مورد گشايش دفتر سياسي طالبان در قطر و گفتگوهاي صلح با امريكا كه با عكسالعمل خنثي و دیدگاها منفي مخالفين روبهرو شده بود، طالبان برای نخستینبار در اعلامیهيی گفتهاند که در مورد ایجاد یک دفتر سیاسی در خارج از افغانستان، به توافق ابتدایی رسیدهاند. این گروه در عین زمان، خواستار آزادی زندانیان خود از سوی امریکاییها در گوانتانامو شده است.
این اعلامیهي گروه طالبان روز سه شنبه، 13 جدی 1390 در وب سایت آنها تحت نام «صدای جهاد» به نشر رسیده و همچنان ذبیحالله مجاهد، سخنگوی این گروه آن را به خبرگزاریها ایمیل کرده است.
طالبان در این اعلامیه گفتهاند که آنها «گفتگوهای ابتدایی با جوانب ذیدخل به شمول قطر» در مورد گشایش یک دفتر سیاسی در بیرون از افغانستان داشتهاند. این گروه همچنان افزوده است که یکی از تقاضاهای آنها تبادلهي زندانیان به شمول آزادی زندانیان گوانتانامو است.
طالبان در این اعلامیه افزودهاند که به هدف رسیدن به تفاهمی با جامعهی بینالمللی، به گشایش یک دفتر سیاسی در بیرون از افغانستان آمادهاند. در اعلامیه طالبان بار ديگر قدرت خود را به رخ جامعهي جهاني كشيده و گفته است: «ما در حالی که حضور قوی در داخل (افغانستان) داریم، آمادهایم که یک دفتر سیاسی برای گفتگوها در خارج (از افغانستان) داشته باشیم».
طالبان در این اعلامیهی خود از گفتگو با دولت افغانستان سخنی به میان نیاورده، اما به صورت واضحی گفته اند که در مذاکرات تنها دو طرف دخیل هستند و یکی از این طرفها «امارت اسلامی» طالبان و طرف دیگر «امریکا» است.
اما این اعلامیهي طالبان، گزارشهایی در مورد گفتگوی مقدماتی طالبان با امریکاییها را رد کرده است. گزارشها حاکی است که مقامهای ایالات متحدهی امریکا در فصل خزان گفتگوهایی با هیأت طالبان به رهبری سيد طیب آقا در شهر دوحه، پایتخت قطر داشتهاند.
جداي از اين اعلاميه، مقامات طالبان میگویند: «امریکا تا دیروز ما را تروریست میگفت و حالا در قطر برای ما جای میدهد، پول میدهد و با احترام با ما رفتار میکند؛ این از لحاظ سیاسی دستآورد بزرگی برای طالبان است.»
انتقال 9 عضو ارشد طالبان از گوانتانامو به قطر
در حاليكه يكي از شروط اساسي در اعلاميهي طالبان براي توافق با گشايش دفتر سياسي و آغاز مذاكرات، آزادسازي برخي از فرماندهان اين گروه از زندان گوانتانامو است، رسانههاي داخلي هفتهي گذشته گزارش دادند كه 9 نفر از اعضای ارشد طالبان از زندان گوانتانامو به قطر انتقال یافتند. مولوی خیرالله خیرخواه، وزیر داخلهی گروه طالبان، نعیم خوستی، معاون ادارهي استخبارات، مولوی ظریف، رییس سابق دانشگاه كابل، مولوی ضمیرالدین، مولوی حكمتالله و مولوي فضل كه متهم به قتل عام فجيع و گستردهي مردم شمال كشور است، از جمله اعضای ارشد طالبان هستند كه از زندان گوانتانامو به قطر منتقل شدهاند. اعضای خانوادهي این افراد نیز از افغانستان و پاكستان به قطر انتقال یافتهاند.
اين در حالي است كه در امريكا و ادارهي باراک اوباما نیز اختلاف نظرهایی در مورد آزادی زندانیان طالبان وجود دارد. به عنوان مثال، یکی از سناتوران برجستهي امریکایی هفتهي گذشته در مورد مذاکره با «تروریستان» هشدار داد. سکسبی پامبلیز، نمایندهي جمهوریخواهان و عضو کمیتهي استخبارات مجلس سنای امریکا، گفته است که اینگونه زندانیان حتا بعد از اینکه روزی از گوانتانامو انتقال داده شوند، «همچنان تهدیدی را متوجه ایالات متحدهي امریکا میکنند».
با اين وجود، گفته میشود که اکنون نمایندگان طالبان در قطر مستقر شدهاند و در حدود یکصد میلیون دالر بودجه برای کار آنان در نظر گفته شده است.
اما انتقال زندانيان طالب به همراه خانوادههايشان به قطر و تلاش براي گشايش دفتر نمايندگي مخالفين در اين كشور، به نوعي دور زدن شوراي عالي صلح افغانستان قلمداد شده است؛ چنانكه اسماعيل قاسميار، عضو ارشد كميتهي روابط بينالمللي شوراي عالي صلح به رسانهها گفته است: «روند افتتاح دفتر طالبان در قطر پیشرفت داشته است، اما تاکنون شورای عالی صلح افغانستان در جریان جزيیات آن قرار نگرفته است».
اتحاد استراتژیک طالبان افغانستان و پاکستان برای مبارزه با نیروهای خارجی
اما در شرايطي كه طالبان با انتشار اعلاميهيي از گشايش يك دفتر سياسي در قطر استقبال كردهاند، برخي خبرها و گزارشهاي جديد، بار ديگر نيت واقعي طالبان براي صلح و اينكه آيا اين گروه باوري به صلح دارد را با ترديد مواجه ساخته است.
بر اساس آخرين گزارشها، طالبان افغانستان و پاکستان تصمیم گرفتند عملیاتهای خود در داخل پاکستان و افغانستان را متوقف کرده و تمام توان خود را برای انجام عملیات بر ضد نیروهای خارجی مستقر در افغانستان متمرکز کنند.
روزنامهي «جنگ» پاکستان گزارشي كه به نظر ميرسد بسيار جانبدارانه است را به نقل از ملامحمد عمر، رهبر طالبان پخش كرده كه گفته است، طالبان افغانستان و پاکستان با تشکیل شورای پنج نفره با یکدیگر مذاکره کردند و به این نتیجه رسیدند که طالبان عملیاتهای خود را در داخل پاكستان متوقف و نیروی خود را برای نابودی نیروهای خارجی مستقر در افغانستان به کار گیرند.
به گفتهي این روزنامه، فرماندهان طالبان پاکستان که قرارداد تفاهم با طالبان افغانستان را به امضا رساندهاند عبارتند از: مولوی نذیر، رهبر طالبان وزیرستان جنوبی، حکیمالله محسود، مولانا ولیالرحمان، حافظ گل بهادر، رهبر طالبان وزیرستان شمالی و رهبر شبکه حقانی.
به نظر ميرسد، اين گزارش، عكسالعمل جريانهاي پاكستاني به خصوص سازمان استخبارات اين كشور نسبت به مذاكرات مستقل طالبان با امريكا در قطر است كه به دور از چشم و نقش اين كشور صورت گرفته است.
جزييات تازه از وضعيت داخلي گروه طالبان و مذاكرهي اين گروه با امريكا
اما در حاشيهي گزارشهاي گسترده در مورد آمادگي طالبان براي گشايش دفتر نمايندگي و گفتگوهاي صلح با امريكا، وحید مژده، ديپلمات سابق در وزارت امورخارجهي طالبان و آگاه مسايل سياسي، برخي جزييات تازه را از وضعيت داخلي طالبان و مذاكرهي اين گروه با امريكا بيان داشته است. وي در گفتوگو با خبرگزاری فارس در کابل اظهار داشته است: از سالها پیش طالبان در پاکستان تحت فشار قرار داشتند و این فشار منجر شده است که تعدادی از طالبان با دوری جستن از پاکستان، به مذاکرات صلح با امریکا روی آوردند.
وی افزوده است: بعد از کشته شدن اسامه بن لادن در خاک پاکستان، ملا عمر، رهبر طالبان به این نتیجه رسید که پاکستان با طالبان معاملهي ابزاری میکند و به این جهت، پاکستان را ترک کرده است. پس از این تحول بود که ملا عمر در درون دستگاه طالبان و به منظور پاکسازی عناصر پاکستانی از درون طالبان، تعدادی از سران طالبان را سلب اعتماد و از عضویت گروه طرد کرد که این میتواند تحولی بزرگ در درون طالبان به شمار رود.
این کارشناس اظهار داشت: به دنبال این تحولات، پاکستانیها در پی آن هستند تا جانشینی برای ملا عمر تعیین کنند و برای کشتن و یا دستگیری وی نیز تلاشهایی انجام دادهاند، اما تاکنون موفق نشدهاند. پاکستان همچنین در تلاش است تا گروهی دیگر را ضد امریکا و در رقابت با ملاعمر به وجود آورد که رهبری آن را «ملا آغا جان معتصم» به عهده خواهد داشت که یکی از نزدیکان سیاسی ملاعمر در گذشته بود و در این اواخر از صفوف طالبان رانده شد.
وی گفت: اکنون این کودتا (تقسیم طالبان به 2 شاخه و تعیین جانشین برای ملاعمر) از سوی پاکستان، به شکل جدی با کمک دولت اففانستان در دست است، به همین جهت ملاعمر به جز مذاکره با امریکا چارهيی برای خود ندید و به همهي هواداران خود دستور داد تا به قطر سفر کنند.
وی اذعان کرد: اینکه طالبان و ملاعمر حاضر شدند تا با امریکا وارد گفتگو شوند، تحولی مهم در استراتژی طالبان است، زیرا طالبان در گذشته بارها اعلام کرده بودند حتا اگر یک نظامی امریکایی در افغانستان حضور داشته باشد، مذاکرهيی در کار نخواهد بود.
وی افزود: نتایج مذاکرات طالبان و امریکا در مرحلهي اول، آتشبس خواهد بود که در این مورد صحبت و توافقی نیز حاصل شده است و در مرحلهي بعدی، طرفهای درگیر وارد مذاکره خواهند شد.
مژده با اشاره به اینکه افغانستان به زودی شاهد تحولات بزرگی خواهد بود، افزود: اکنون طالبان حاضرند تا با امریکا و دولت افغانستان وارد معامله شوند که برایند آن، صلح در کشور و حضور طالبان در قدرت سیاسی افغانستان خواهد بود. مژده افزود: در تماسی که با برخی از مقامات طالبان داشتم، آنها گفتند که سران طالبان بیم دارند که در صورت ارايه نظر در مورد نمایندگی سیاسی طالبان در قطر و روند مذاکره، توسط پاکستان دستگیر خواهند شد، به همین دلیل سیاست سکوت را اختیار کردهاند.
اين در حالي است كه كارشناسان پاكستاني، از تلاشهاي امريكا براي خارج كردن پاكستان از روند گفتگوهاي صلح در افغانستان، انتقاد نموده و مشكل اساسي در روابط پاكستان و امريكا را نيز در همين مورد ميدانند.
وحید مژده با اشاره به موضع اخیر طالبان میگوید: «این گامی است که طالبان به ابتکار خود برداشتهاند». او می افزاید: «اینجا یک مسألهي بسیار باریک است. گپ این است که اصلاً این کار برخلاف پاکستان شده و طالبان با این کار یک ابتکار بزرگ کردهاند ... پاکستان از این ابتکار خوش نیست».
ورود هيأت حزب اسلامي به رهبري گلبدين حكمتيار به كابل و گفتگوهاي صلح
در شرايطي كه مسألهي گفتگوهاي صلح با طالبان در چند هفتهي اخير در صدر برنامههاي خبري افغانستان و دنيا قرار داشته، هيأتي از حزب اسلامي به رهبري گلبدين حكمتيار نيز براي گفتگوهاي صلح با دولت افغانستان، وارد كابل شده و با رييسجمهور كرزي ديدار و ملاقات كرده است. سخنگوی حامد کرزی به دویچه وله گفت که این ملاقات، «مثبت» بود.
ایمل فیضی، سخنگوی حامد کرزی روز دوشنبه، 12 جدی گفت که از چند روز به اینسو یک هیأت حزب اسلامی با هماهنگی شورای عالی صلح به کابل آمده و در این شهر به سر میبرد. او افزود که محور گفتگوی این هیأت با حامد کرزی، روند صلح و مذاکره با مخالفین مسلح بود.
احمد سعیدی، تحلیلگر مسایل سیاسی میگوید که غیرت بهیر، داماد گلبدین حکمتیار، انجنیر سلام و قطبالدین هلال، اعضای این هیأت هستند. به گفتهي او، غیرت بهیر، بعد از ملاقات با حامد کرزی دوباره به پاکستان بازگشته است تا گزارش این ملاقات را به حکمتیار برساند.
گلبدین حکمتیار در گذشته نیز بیان داشته است که در صورت پذیرفته شدن شرطهایش، حاضر به مصالحه است. پیش از این حکمتیار در طرح صلحاش گفته بود که نیروهای خارجی در یک دورهي زمانی مشخص افغانستان را ترک کنند، حکومت موقت متشکل از افراد بیطرف تشکیل گردد و زمینهي برگزاری یک انتخابات عمومی فراهم گردد.
اما سخنگوی رییسجمهور در مورد شرایط مطرح شده در این نشست جزییاتی ارایه نکرد، ولي افزود: «اکنون با توجه به انکشافات اخیری که در ارتباط به پروسهي صلح به وجود آمده است، و انکشافاتی که در ارتباط به مذاکره با مخالفین مسلح افغانستان در این اواخر صورت گرفته، حزب اسلامی هم در همین رابطه هیأتی به کابل فرستاده تا خود را در پروسهي صلح عملا دخیل بسازد».
احمد سعیدی میگوید: «امریکاییها مذاکراتی را با طالبان در قطر سازماندهی کردهاند. حزب اسلامی فکر میکند که از قطار مذاکرات عقب نماند و حداقل در قدرت سیاسی شریک شود و به همین دلیل، هیأتی را به کابل روان کرده است».
به گفتهي سعیدی، گلبدین حکمتیار تشنهي قدرت است. او با اشاره به کریم خرم، رییس دفتر حامد کرزی، میگوید، گلبدین حکمتیار افراد کافی در درون ساختار دولت و شورای عالی صلح افغانستان دارد و اکنون 11 والی به نحوی سابقهي حزب اسلامی دارند یا با این گروه ارتباط دارند. اما به گفتهي او، حکمتیار شخصی است که تا خودش در رأس نظام قرار نداشته باشد، آن را مردود میداند.
سعیدی میافزاید: «حکومت افغانستان هم میخواهد خود را طوری نشان دهد که اگر امریکاییها با طالبان مذاکره میکنند، افغانستان با حزب اسلامی مذاکره میکند».
در همين حال، هارون زرغون، سخنگوی حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار وي با ارايه موضعي شبيه به طالبان، به بی.بی.سی گفته است كه برای آنها رسیدن به توافق با امریکا، بیشتر اهمیت دارد، چون به گفتهي زرغون، صلاحیت حکومت افغانستان در مورد مسایل جاری در این کشور، محدود است. اما او در عين حال تأكيد كرده كه میخواهند یک تفاهم میان افغانها نیز به وجود بیاید.
تشديد نگرانيها از پيشرفت مذاكرات صلح
در شرايطي كه گزارشها حاكي از پيشرفتهاي چشمگير در گفتگوهاي صلح با مخالفين دولت افغانستان است، جريانهاي سياسي، گروههاي اپوزيسيون و همچنين نهادهای حقوق بشری و مدنی، نگرانیهایي را مورد اين گفتگوها مطرح كردهاند.
ايتلاف ملي افغانستان، رویکرد جدید امریکا در گفتگو با طالبان را بازی جدیدی از طرف دولتمردان واشنگتن خوانده و گفته است كه احتمال آن میرود این بازی با هدف آزادسازی اسیران امریکایی از دست طالبان آغاز شده باشد.
به گفتهي سخنگوي اين ايتلاف، امریکا میخواهد طالبان را از فضای نظامی به فضای سیاسی بکشاند، اما این کار در کوتاه مدت ممکن نیست و رسیدن به چنین هدفی زمان زیادی نیاز دارد.
وي خاطرنشان کرد: امریکاییها نمیتوانند با تفاهم و تداوم مذاکره با طالبان، فرمول دیگری را برای مردم و جریانهای سیاسی نیرومند و ریشهدار در افغانستان تحمیل کنند. در افغانستان تنها دولت حضور ندارد، بلکه اقشار، نیروها و نهادهای پویا و توانای دیگری هم هستند که در 10 سال گذشته تلاشهای زیادی برای به بار نشستن روند مردمسالاری در کشور انجام دادهاند.
احمدضيا مسعود، ريیس جبههی ملی نيز با انتقاد از سیاست سازش دولت افغانستان در قبال طالبان اظهار داشت که دولت در پی شریکساختن طالبان در ساختار سیاسی دولت است. وي حضور نیروهای جهادی را در ساختار سیاسی دولت، بی ارزش عنوان کرد.
همچنين امرالله صالح، رییس پیشین امنیت ملی هشدار میدهد که همسویي با طالبان هرگز سبب ثبات در افغانستان نخواهد شد.
جوامع حقوق بشري و مدني نيز تأکید کردهاند که هیچ صلح پایداری بدون تأمین عدالت دست یافتنی نیست. در مصالحه با طالبان، نباید ارزشهای حقوق بشری و دستآوردهای زنان، نادیده گرفته شود.
در همين حال، لف كارولكوف، افسر سرویس اطلاعاتی خارجی روسیه نيز اعلام كرده است كه ایدهي صلح با گروه طالبان از سوی امریكا و متحداناش در افغانستان، واقعیت نداشته و حركتی فریبكارانه است.
به گزارش رادیو صدای روسیه، كارولكوف روز چهارشنبه گفت، افتتاح نمایندگی برای طالبان در خارج از مرزهای افغانستان، هیچ تناسبی با انجام مذاكرات صلح با این گروه ندارد.
گروه خبر/ پيام مجاهد ـ با گذشت چندين هفته، موضوع مذاكرهي امريكا با طالبان در قطر و گشايش دفتر نمايندگي اين گروه در اين كشور، روز به روز داغتر ميشود، به خصوص اينكه در هفتهي گذشته، طالبان موافقت خود را با گشايش دفتر سياسي در خارج اعلام كردند و امريكا و افغانستان نيز از اين موضع آنها استقبال كردند؛ اما داغتر شدن مسألهي مذاكرات صلح با طالبان در قطر و همراهي دولت افغانستان با آن، در حاليكه طالبان دولت افغانستان را به عنوان يك طرف گفتگوهاي صلح به رسميت نشناخته، برخي نگرانيها را در ميان جريانها و گروههاي سياسي و اپوزيسيون مبني بر ماهيت اين مذاكرات برانگيخته است. از ديگر سو، شك و ترديدهايي در مورد چگونگي شركت طالبان در مذاكرات صلح و يكدست بودن آن، از سوي برخي آگاهان مطرح شده است.
موافقت طالبان با گشایش دفتر سیاسی در خارج
به دنبال گزارشها و خبرهاي گذشته در مورد گشايش دفتر سياسي طالبان در قطر و گفتگوهاي صلح با امريكا كه با عكسالعمل خنثي و دیدگاها منفي مخالفين روبهرو شده بود، طالبان برای نخستینبار در اعلامیهيی گفتهاند که در مورد ایجاد یک دفتر سیاسی در خارج از افغانستان، به توافق ابتدایی رسیدهاند. این گروه در عین زمان، خواستار آزادی زندانیان خود از سوی امریکاییها در گوانتانامو شده است.
این اعلامیهي گروه طالبان روز سه شنبه، 13 جدی 1390 در وب سایت آنها تحت نام «صدای جهاد» به نشر رسیده و همچنان ذبیحالله مجاهد، سخنگوی این گروه آن را به خبرگزاریها ایمیل کرده است.
طالبان در این اعلامیه گفتهاند که آنها «گفتگوهای ابتدایی با جوانب ذیدخل به شمول قطر» در مورد گشایش یک دفتر سیاسی در بیرون از افغانستان داشتهاند. این گروه همچنان افزوده است که یکی از تقاضاهای آنها تبادلهي زندانیان به شمول آزادی زندانیان گوانتانامو است.
طالبان در این اعلامیه افزودهاند که به هدف رسیدن به تفاهمی با جامعهی بینالمللی، به گشایش یک دفتر سیاسی در بیرون از افغانستان آمادهاند. در اعلامیه طالبان بار ديگر قدرت خود را به رخ جامعهي جهاني كشيده و گفته است: «ما در حالی که حضور قوی در داخل (افغانستان) داریم، آمادهایم که یک دفتر سیاسی برای گفتگوها در خارج (از افغانستان) داشته باشیم».
طالبان در این اعلامیهی خود از گفتگو با دولت افغانستان سخنی به میان نیاورده، اما به صورت واضحی گفته اند که در مذاکرات تنها دو طرف دخیل هستند و یکی از این طرفها «امارت اسلامی» طالبان و طرف دیگر «امریکا» است.
اما این اعلامیهي طالبان، گزارشهایی در مورد گفتگوی مقدماتی طالبان با امریکاییها را رد کرده است. گزارشها حاکی است که مقامهای ایالات متحدهی امریکا در فصل خزان گفتگوهایی با هیأت طالبان به رهبری سيد طیب آقا در شهر دوحه، پایتخت قطر داشتهاند.
جداي از اين اعلاميه، مقامات طالبان میگویند: «امریکا تا دیروز ما را تروریست میگفت و حالا در قطر برای ما جای میدهد، پول میدهد و با احترام با ما رفتار میکند؛ این از لحاظ سیاسی دستآورد بزرگی برای طالبان است.»
انتقال 9 عضو ارشد طالبان از گوانتانامو به قطر
در حاليكه يكي از شروط اساسي در اعلاميهي طالبان براي توافق با گشايش دفتر سياسي و آغاز مذاكرات، آزادسازي برخي از فرماندهان اين گروه از زندان گوانتانامو است، رسانههاي داخلي هفتهي گذشته گزارش دادند كه 9 نفر از اعضای ارشد طالبان از زندان گوانتانامو به قطر انتقال یافتند. مولوی خیرالله خیرخواه، وزیر داخلهی گروه طالبان، نعیم خوستی، معاون ادارهي استخبارات، مولوی ظریف، رییس سابق دانشگاه كابل، مولوی ضمیرالدین، مولوی حكمتالله و مولوي فضل كه متهم به قتل عام فجيع و گستردهي مردم شمال كشور است، از جمله اعضای ارشد طالبان هستند كه از زندان گوانتانامو به قطر منتقل شدهاند. اعضای خانوادهي این افراد نیز از افغانستان و پاكستان به قطر انتقال یافتهاند.
اين در حالي است كه در امريكا و ادارهي باراک اوباما نیز اختلاف نظرهایی در مورد آزادی زندانیان طالبان وجود دارد. به عنوان مثال، یکی از سناتوران برجستهي امریکایی هفتهي گذشته در مورد مذاکره با «تروریستان» هشدار داد. سکسبی پامبلیز، نمایندهي جمهوریخواهان و عضو کمیتهي استخبارات مجلس سنای امریکا، گفته است که اینگونه زندانیان حتا بعد از اینکه روزی از گوانتانامو انتقال داده شوند، «همچنان تهدیدی را متوجه ایالات متحدهي امریکا میکنند».
با اين وجود، گفته میشود که اکنون نمایندگان طالبان در قطر مستقر شدهاند و در حدود یکصد میلیون دالر بودجه برای کار آنان در نظر گفته شده است.
اما انتقال زندانيان طالب به همراه خانوادههايشان به قطر و تلاش براي گشايش دفتر نمايندگي مخالفين در اين كشور، به نوعي دور زدن شوراي عالي صلح افغانستان قلمداد شده است؛ چنانكه اسماعيل قاسميار، عضو ارشد كميتهي روابط بينالمللي شوراي عالي صلح به رسانهها گفته است: «روند افتتاح دفتر طالبان در قطر پیشرفت داشته است، اما تاکنون شورای عالی صلح افغانستان در جریان جزيیات آن قرار نگرفته است».
اتحاد استراتژیک طالبان افغانستان و پاکستان برای مبارزه با نیروهای خارجی
اما در شرايطي كه طالبان با انتشار اعلاميهيي از گشايش يك دفتر سياسي در قطر استقبال كردهاند، برخي خبرها و گزارشهاي جديد، بار ديگر نيت واقعي طالبان براي صلح و اينكه آيا اين گروه باوري به صلح دارد را با ترديد مواجه ساخته است.
بر اساس آخرين گزارشها، طالبان افغانستان و پاکستان تصمیم گرفتند عملیاتهای خود در داخل پاکستان و افغانستان را متوقف کرده و تمام توان خود را برای انجام عملیات بر ضد نیروهای خارجی مستقر در افغانستان متمرکز کنند.
روزنامهي «جنگ» پاکستان گزارشي كه به نظر ميرسد بسيار جانبدارانه است را به نقل از ملامحمد عمر، رهبر طالبان پخش كرده كه گفته است، طالبان افغانستان و پاکستان با تشکیل شورای پنج نفره با یکدیگر مذاکره کردند و به این نتیجه رسیدند که طالبان عملیاتهای خود را در داخل پاكستان متوقف و نیروی خود را برای نابودی نیروهای خارجی مستقر در افغانستان به کار گیرند.
به گفتهي این روزنامه، فرماندهان طالبان پاکستان که قرارداد تفاهم با طالبان افغانستان را به امضا رساندهاند عبارتند از: مولوی نذیر، رهبر طالبان وزیرستان جنوبی، حکیمالله محسود، مولانا ولیالرحمان، حافظ گل بهادر، رهبر طالبان وزیرستان شمالی و رهبر شبکه حقانی.
به نظر ميرسد، اين گزارش، عكسالعمل جريانهاي پاكستاني به خصوص سازمان استخبارات اين كشور نسبت به مذاكرات مستقل طالبان با امريكا در قطر است كه به دور از چشم و نقش اين كشور صورت گرفته است.
جزييات تازه از وضعيت داخلي گروه طالبان و مذاكرهي اين گروه با امريكا
اما در حاشيهي گزارشهاي گسترده در مورد آمادگي طالبان براي گشايش دفتر نمايندگي و گفتگوهاي صلح با امريكا، وحید مژده، ديپلمات سابق در وزارت امورخارجهي طالبان و آگاه مسايل سياسي، برخي جزييات تازه را از وضعيت داخلي طالبان و مذاكرهي اين گروه با امريكا بيان داشته است. وي در گفتوگو با خبرگزاری فارس در کابل اظهار داشته است: از سالها پیش طالبان در پاکستان تحت فشار قرار داشتند و این فشار منجر شده است که تعدادی از طالبان با دوری جستن از پاکستان، به مذاکرات صلح با امریکا روی آوردند.
وی افزوده است: بعد از کشته شدن اسامه بن لادن در خاک پاکستان، ملا عمر، رهبر طالبان به این نتیجه رسید که پاکستان با طالبان معاملهي ابزاری میکند و به این جهت، پاکستان را ترک کرده است. پس از این تحول بود که ملا عمر در درون دستگاه طالبان و به منظور پاکسازی عناصر پاکستانی از درون طالبان، تعدادی از سران طالبان را سلب اعتماد و از عضویت گروه طرد کرد که این میتواند تحولی بزرگ در درون طالبان به شمار رود.
این کارشناس اظهار داشت: به دنبال این تحولات، پاکستانیها در پی آن هستند تا جانشینی برای ملا عمر تعیین کنند و برای کشتن و یا دستگیری وی نیز تلاشهایی انجام دادهاند، اما تاکنون موفق نشدهاند. پاکستان همچنین در تلاش است تا گروهی دیگر را ضد امریکا و در رقابت با ملاعمر به وجود آورد که رهبری آن را «ملا آغا جان معتصم» به عهده خواهد داشت که یکی از نزدیکان سیاسی ملاعمر در گذشته بود و در این اواخر از صفوف طالبان رانده شد.
وی گفت: اکنون این کودتا (تقسیم طالبان به 2 شاخه و تعیین جانشین برای ملاعمر) از سوی پاکستان، به شکل جدی با کمک دولت اففانستان در دست است، به همین جهت ملاعمر به جز مذاکره با امریکا چارهيی برای خود ندید و به همهي هواداران خود دستور داد تا به قطر سفر کنند.
وی اذعان کرد: اینکه طالبان و ملاعمر حاضر شدند تا با امریکا وارد گفتگو شوند، تحولی مهم در استراتژی طالبان است، زیرا طالبان در گذشته بارها اعلام کرده بودند حتا اگر یک نظامی امریکایی در افغانستان حضور داشته باشد، مذاکرهيی در کار نخواهد بود.
وی افزود: نتایج مذاکرات طالبان و امریکا در مرحلهي اول، آتشبس خواهد بود که در این مورد صحبت و توافقی نیز حاصل شده است و در مرحلهي بعدی، طرفهای درگیر وارد مذاکره خواهند شد.
مژده با اشاره به اینکه افغانستان به زودی شاهد تحولات بزرگی خواهد بود، افزود: اکنون طالبان حاضرند تا با امریکا و دولت افغانستان وارد معامله شوند که برایند آن، صلح در کشور و حضور طالبان در قدرت سیاسی افغانستان خواهد بود. مژده افزود: در تماسی که با برخی از مقامات طالبان داشتم، آنها گفتند که سران طالبان بیم دارند که در صورت ارايه نظر در مورد نمایندگی سیاسی طالبان در قطر و روند مذاکره، توسط پاکستان دستگیر خواهند شد، به همین دلیل سیاست سکوت را اختیار کردهاند.
اين در حالي است كه كارشناسان پاكستاني، از تلاشهاي امريكا براي خارج كردن پاكستان از روند گفتگوهاي صلح در افغانستان، انتقاد نموده و مشكل اساسي در روابط پاكستان و امريكا را نيز در همين مورد ميدانند.
وحید مژده با اشاره به موضع اخیر طالبان میگوید: «این گامی است که طالبان به ابتکار خود برداشتهاند». او می افزاید: «اینجا یک مسألهي بسیار باریک است. گپ این است که اصلاً این کار برخلاف پاکستان شده و طالبان با این کار یک ابتکار بزرگ کردهاند ... پاکستان از این ابتکار خوش نیست».
ورود هيأت حزب اسلامي به رهبري گلبدين حكمتيار به كابل و گفتگوهاي صلح
در شرايطي كه مسألهي گفتگوهاي صلح با طالبان در چند هفتهي اخير در صدر برنامههاي خبري افغانستان و دنيا قرار داشته، هيأتي از حزب اسلامي به رهبري گلبدين حكمتيار نيز براي گفتگوهاي صلح با دولت افغانستان، وارد كابل شده و با رييسجمهور كرزي ديدار و ملاقات كرده است. سخنگوی حامد کرزی به دویچه وله گفت که این ملاقات، «مثبت» بود.
ایمل فیضی، سخنگوی حامد کرزی روز دوشنبه، 12 جدی گفت که از چند روز به اینسو یک هیأت حزب اسلامی با هماهنگی شورای عالی صلح به کابل آمده و در این شهر به سر میبرد. او افزود که محور گفتگوی این هیأت با حامد کرزی، روند صلح و مذاکره با مخالفین مسلح بود.
احمد سعیدی، تحلیلگر مسایل سیاسی میگوید که غیرت بهیر، داماد گلبدین حکمتیار، انجنیر سلام و قطبالدین هلال، اعضای این هیأت هستند. به گفتهي او، غیرت بهیر، بعد از ملاقات با حامد کرزی دوباره به پاکستان بازگشته است تا گزارش این ملاقات را به حکمتیار برساند.
گلبدین حکمتیار در گذشته نیز بیان داشته است که در صورت پذیرفته شدن شرطهایش، حاضر به مصالحه است. پیش از این حکمتیار در طرح صلحاش گفته بود که نیروهای خارجی در یک دورهي زمانی مشخص افغانستان را ترک کنند، حکومت موقت متشکل از افراد بیطرف تشکیل گردد و زمینهي برگزاری یک انتخابات عمومی فراهم گردد.
اما سخنگوی رییسجمهور در مورد شرایط مطرح شده در این نشست جزییاتی ارایه نکرد، ولي افزود: «اکنون با توجه به انکشافات اخیری که در ارتباط به پروسهي صلح به وجود آمده است، و انکشافاتی که در ارتباط به مذاکره با مخالفین مسلح افغانستان در این اواخر صورت گرفته، حزب اسلامی هم در همین رابطه هیأتی به کابل فرستاده تا خود را در پروسهي صلح عملا دخیل بسازد».
احمد سعیدی میگوید: «امریکاییها مذاکراتی را با طالبان در قطر سازماندهی کردهاند. حزب اسلامی فکر میکند که از قطار مذاکرات عقب نماند و حداقل در قدرت سیاسی شریک شود و به همین دلیل، هیأتی را به کابل روان کرده است».
به گفتهي سعیدی، گلبدین حکمتیار تشنهي قدرت است. او با اشاره به کریم خرم، رییس دفتر حامد کرزی، میگوید، گلبدین حکمتیار افراد کافی در درون ساختار دولت و شورای عالی صلح افغانستان دارد و اکنون 11 والی به نحوی سابقهي حزب اسلامی دارند یا با این گروه ارتباط دارند. اما به گفتهي او، حکمتیار شخصی است که تا خودش در رأس نظام قرار نداشته باشد، آن را مردود میداند.
سعیدی میافزاید: «حکومت افغانستان هم میخواهد خود را طوری نشان دهد که اگر امریکاییها با طالبان مذاکره میکنند، افغانستان با حزب اسلامی مذاکره میکند».
در همين حال، هارون زرغون، سخنگوی حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار وي با ارايه موضعي شبيه به طالبان، به بی.بی.سی گفته است كه برای آنها رسیدن به توافق با امریکا، بیشتر اهمیت دارد، چون به گفتهي زرغون، صلاحیت حکومت افغانستان در مورد مسایل جاری در این کشور، محدود است. اما او در عين حال تأكيد كرده كه میخواهند یک تفاهم میان افغانها نیز به وجود بیاید.
تشديد نگرانيها از پيشرفت مذاكرات صلح
در شرايطي كه گزارشها حاكي از پيشرفتهاي چشمگير در گفتگوهاي صلح با مخالفين دولت افغانستان است، جريانهاي سياسي، گروههاي اپوزيسيون و همچنين نهادهای حقوق بشری و مدنی، نگرانیهایي را مورد اين گفتگوها مطرح كردهاند.
ايتلاف ملي افغانستان، رویکرد جدید امریکا در گفتگو با طالبان را بازی جدیدی از طرف دولتمردان واشنگتن خوانده و گفته است كه احتمال آن میرود این بازی با هدف آزادسازی اسیران امریکایی از دست طالبان آغاز شده باشد.
به گفتهي سخنگوي اين ايتلاف، امریکا میخواهد طالبان را از فضای نظامی به فضای سیاسی بکشاند، اما این کار در کوتاه مدت ممکن نیست و رسیدن به چنین هدفی زمان زیادی نیاز دارد.
وي خاطرنشان کرد: امریکاییها نمیتوانند با تفاهم و تداوم مذاکره با طالبان، فرمول دیگری را برای مردم و جریانهای سیاسی نیرومند و ریشهدار در افغانستان تحمیل کنند. در افغانستان تنها دولت حضور ندارد، بلکه اقشار، نیروها و نهادهای پویا و توانای دیگری هم هستند که در 10 سال گذشته تلاشهای زیادی برای به بار نشستن روند مردمسالاری در کشور انجام دادهاند.
احمدضيا مسعود، ريیس جبههی ملی نيز با انتقاد از سیاست سازش دولت افغانستان در قبال طالبان اظهار داشت که دولت در پی شریکساختن طالبان در ساختار سیاسی دولت است. وي حضور نیروهای جهادی را در ساختار سیاسی دولت، بی ارزش عنوان کرد.
همچنين امرالله صالح، رییس پیشین امنیت ملی هشدار میدهد که همسویي با طالبان هرگز سبب ثبات در افغانستان نخواهد شد.
جوامع حقوق بشري و مدني نيز تأکید کردهاند که هیچ صلح پایداری بدون تأمین عدالت دست یافتنی نیست. در مصالحه با طالبان، نباید ارزشهای حقوق بشری و دستآوردهای زنان، نادیده گرفته شود.
در همين حال، لف كارولكوف، افسر سرویس اطلاعاتی خارجی روسیه نيز اعلام كرده است كه ایدهي صلح با گروه طالبان از سوی امریكا و متحداناش در افغانستان، واقعیت نداشته و حركتی فریبكارانه است.
به گزارش رادیو صدای روسیه، كارولكوف روز چهارشنبه گفت، افتتاح نمایندگی برای طالبان در خارج از مرزهای افغانستان، هیچ تناسبی با انجام مذاكرات صلح با این گروه ندارد.

مسابقـه در مذاکـره
تاریخ : 2012/01/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 752)

به نظر میرسدكه مخالفان مسلح حكومت افغانستان وارد فاز جديدي ازحيات سياسي
خود شده اند. از يك سو طالبان با صدور اعلاميهيی از گشايش دفتری در كشور
قطر استقبال كرده و از توافق ابتدايي با ایالات متحده سخن گفته اند. از
جانب ديگر هیأت حزب اسلامی حكمتيار وارد افغانستان شده است، تا به گفتهی
آن هيأت، با امريكا وارد مذاكره شود. حكمت هيأت حكمتيار، حكومت افغانستان
را فراخور شان و شوكت خويش ندانسته و اظهار داشته اند كه حكومت افغانستان
فاقد صلاحيت گفت و شنود با آن هيأت میباشد. اما خبرهايي كه میرسد گوياي
آن است كه آن هيأت در ارگ رياست جمهوري بر سفرهی حكومت نشسته و نمك حكومت
را خورده وبا ریيس حكومت هم به گفتگو پرداخته است. اين آمدوشدها و گفت و
شنودها چنان به سرعت انجام میيابد كه رسانهها و تحليل گران را پاك گيچ و
منگ كرده وگويا سنگ تحليلشان به سنگ خورده و مانده اند كه اين تحولات تند
را چگونه تحليل كنند و با كدام محك به ارزيابي بنشينند و حال پرسش آن است
كه تحرك جديد را بايد به فال نيك گرفت و از آن استقبال كرد، يا آن كه
همانند بسياري از روندهاي ناكام گذشته، اين بار نيز، اين رفت وآمدها را به
گردبادي تشبيه كرد كه بعد از چندي فرو مینشيند و جز آزارچشم و دردگلو
باقي نمینهند، يا آن كه روندكنوني را برخاسته از رويكرد انساني طالبان و
حزب حكمتيار نگريست و بدين باور بودكه دو بازوي جنايتكار اينك از خونريزي
دست برداشته اند و پيراهن سبز انساني صلح را به تن كرده اند و همانند
آدميان مومن و باورمند به كرامت انسان روي به مصالحه آورده اند، يا آن كه
گردوخاكي است و نه درك و درايتي، بلكه اين بار نيز استخبارات پاكستان
خيالاتي ديگري براي خود پخته است نوكران گوش به فرمان خويش را گسيل داشته
تا با كمند مذاكره، مرغ از قفس پريدهی امتیازات را دوباره صيد كند و
روندكنوني را بازي ديگري از بازيهاي سازمان امنيت منطقهیي بايد شمرد.
ارباب نظر و سياست تا هنوز اظهارات گوناگونی داشته اند كه از آن ميان به
چند مورد آن اشاره میشود.
برخي تحليلگران بدين نظر اند كه رويكرد فريبندهي كنوني بازيهاي ديگري از سازمان استخبارات منطقهیي است. به اين دليل كه سازمان استخبارات پاكستان در ده سال گذشته سعي تمام كرد، تا از ايجاد يك حكومت قوي در افغانستان جلوگيري كند. براي نيل به اين هدف نيروهاي خارجي را مورد تهاجم قرار داد تا آنان نيز به سرحد شكست برسند و در نتيجه همانند نيروهاي شوروي بار خويش را بربندند و به اين نتيجه دست پيدا كنندكه افغانستان را به حال خود بگذارند و سرنوشت افغانستان را به دست همپيمان خود پاكستان بسپارند و آن كشور به مثابه هم پيمان سابق ايالات متحدهی امريكا هم با آن کشور همپيمان بماند و هم افغانستان را دركنترل خود داشته باشد.
البته اين اشتباه استراتژيك، بار اول نبود كه تكرار میشد. پاكستان در گذشته نيز ساخت و ساز طالبان را با همين ذهنيت بدوي به انجام رسانده بود، استخبارات پاكستان تصور میبرد كه مردم افغانستان به دليل وابستگي و پايبندي شديدمذهبي، با اتحادشوروي و حكومت حزب دموكراتيك خلق جنگيدند، اگرگروهي به نام اسلام در افغانستان روي قدرت بيايد و صلح را نيز تأمين كند، مردم افغانستان در برابرآن كرنش خواهندكرد و در نتيجه هم افغانها آرامش يافته اند و هم پاكستان بر مرکب مراد سوارگشته است. ديده شدكه اين پيشبينيها نتيجهي مطلوب براي پاكستان به همراه نياورد و سرانجام طالبان در حد حزب خلق منفور و مغضوب مردم افغانستان قرار گرفت و نه آیين خود ساختهی آنان را پذيرفتند و نه ظواهر فريبندهي آن جماعت را. در نتيجه طالبان به عنوان مخالفان حكومت افغانستان و جامعهي جهاني، در داخل پاكستان تجهيز و تمويل گرديد و تا امروز نيز ادامه يافته است و حال سازمان استخبارات آن كشور به اين نتيجه دست يافته است كه آن چه آب میديده، سرابي بيش نبوده است. لهذا روند كنوني و مسابقه براي مذاكره باز هم تلاش استخبارات پاكستان براي به دست آوردن منافع از كشورهاي غربي و داشتن جاي پايي در افغانستان است و اين مواضع جديد به دلايل مشكلاتي است كه پاكستان از اتخاذ مواضع اشتباه خود بدان رسيده است. لهذا میتوان تاكيد بر روند مذاكره را نوع ديگري از بازيهاي سازمان استخبارات پاكستان در قبال افغانستان دانست. آمدن هيأت حزب اسلامی به معناي آمدن يك حزب سياسي مدعي افغاني نيست، بلكه به گفتهی جنرال حميدگل همان گونه كه او پاكستاني است، حكمتيار و حقاني نيز پاكستاني هستند، ورود حكمتيار را در صحنهی سياسي افغانستان، میتوان حضور پر رنگتر نيروهاي استخبارات پاكستان در حكومت افغانستان شمرد و هيأت حزب اسلامی در افغانستان به معناي چانهزدن براي امتيازهاي بيشتر براي پاكستان است. با توجه به فاصلهیي كه ميان حكومت غيرنظامی پاكستان و با استخبارات آن كشور افتاده است، بعيد نيست كه آقاي حكمتيار و حزب او مورد قبول بيشتر سازمان استخبارات پاكستان است، تا حكومت ملكي پاكستان و حضور نيروهاي طالبان در قطر و هيأت حزب اسلامی در كابل را بايد در اين راستا مورد تحليل قرار دارد و به نتايج اين گفتگوها نيز با همين ديد نگريست. بدين معنا، اگر اين مذاكرات به نتايج قابل قبولي براي استخبارات پاكستان باشد، بيترديد به نتيجه خواهد رسيد و در غيرآن انتظار بيش از اين بيهوده خواهد بود. بنابراين روندكنوني را میتوان بازيهاي جديد استخبارات پاكستان به حساب آورد، نه بيشتر.
امابرخي تحليلگران بدين باور اند كه روند كنوني بر خلاف ميل پاكستاني شكل گرفته است و در صورتي كه اين روند به پيش برده شود و به نتايجي نيز دست پيداكند بازندهی اصلي آن، سازمان استخبارات پاكستان خواهد بود و روندكنوني به معناي شكست اسلامآباد در رسيدن به منافع خودش در افغانستان میتواند، تلقي گردد و ناكامیهاي استخبارات پاكستان است كه میكوشد براي طالبان بديلي بيابد. قرار برخي از گزارشها استخبارات پاكستان میكوشد، جانشيني براي ملاعمر پيدا كند، بدين معنا كه دست به ايجاد يا بازسازي طالبان بزندكه با روندكنوني مخالفت كند و هم سوداي جهاد در سر داشته باشد. چند روز قبل اعلام شدكه هيأتي از طرف ملاعمر به سوي طالبان پاكستاني فرستاده شد، تا آنان را ترغيب كندكه از جنگ با ارتش پاكستان دست بردارد و به نيروهاي طالبان افغاني بپيوندند و به جهادضدغربي دوام دهند. اينها به معناي تلاشهاي مذبوحانهی پاكستان در ايجاد طالبان جديد است. اين ديدگاههاي كنشهاي گوناگوني را نيز میطلبد. اگر حكومت و مردم افغانستان به ديد يك پروژه به اين روند بنگرند و نتايج آن را بيرون از اختيار حكومت به حساب آورند، به معناي آن است كه بهاي لازم را نخواهند داد و به اين جريان با ديد مثبت نخواهد نگريست. روزها و ماهها از پي هم خواهدگذشت بدون آن كه نتايج مثبتي حاصل شود. اما اگر حكومت افغانستان با ديد ديگري به اين روند بنگرد و به اين نتيجه برسدكه روندكنوني نتيجهي فشارهاي گوناگون سياسي و اقتصادي ايالات متحدهی امريكا بر پاكستان است و اين فشارها به حدي افزايش يافته است كه راه تنفس پاكستانيها را بسته است و تلاش طالبان براي گشودن اين فضا نیز بسته شده است. در اين صورت حكومت افغانستان بايد با تمام توان تلاش ورزد، تا اين روند ادامه پيداكند و با جهتگيري مثبت بتواند، اين روند را به پيش ببرد و به نتايج دلخواه دست پيداكند. اما حكومت افغانستان بايد بداندكه مذاكره با طالبان نيازمند عزم ملي است. پذيرفتن طالبان از سوي افكارعمومی و بخشيدن آنها منحصر و متكي به حكومت آقاي كرزي و اطرافيون نمیشود، لهذا اگر آقاي كرزي بدين پندار باشدكه بدون مشورت با سايرگروههاي سياسي و بر اساس ارادهي شخص خود و يا حكومت خود بتواند، طالبان را بر حكومت و مردم افغانستان تحميل كند، بايدگفت كه اين كار شدني نیست. جنايتي كه طالبان مرتكب شده اند و ظلمیكه بر مردم افغانستان روا داشته شده است، نيازمند زمينهسازيهاي فروان است و برآورده شدن آن میطلبد كه سايرگروههاي سياسي افغانستان و اپوزيسيون حكومت در روند مذاكره با طالبان قرارگيرند و حتا حكومت با آنها به مشوره بپردازد، راي و ديدگاه آنان را در مذاكره با طالبان دخالت دهد. امريكاييها نيز به عنوان قدرت برتر نظامی بايد روحيهي افغانها را درك كرده باشد. درست است كه صلح براي افغانها يك امر مهم و حياتي است، اما زماني طالبان به عنوان جنايتكاران ديروز وارد افغانستان میشوند. بايد توجيهي براي خود داشته باشند، در غير آن صورت ناهنجاريهایي كه رخ خواهد داد، متوجه حكومت افغانستان و نيروهاي بينالمللي خواهد بود، از جهت دگر هم بايد نسبت به صداقت طالبان با شك و ترديد برخورد كرد و هم به نتايج مذاكرات با احتياط و حزم مواجه شد.
برخي تحليلگران بدين نظر اند كه رويكرد فريبندهي كنوني بازيهاي ديگري از سازمان استخبارات منطقهیي است. به اين دليل كه سازمان استخبارات پاكستان در ده سال گذشته سعي تمام كرد، تا از ايجاد يك حكومت قوي در افغانستان جلوگيري كند. براي نيل به اين هدف نيروهاي خارجي را مورد تهاجم قرار داد تا آنان نيز به سرحد شكست برسند و در نتيجه همانند نيروهاي شوروي بار خويش را بربندند و به اين نتيجه دست پيدا كنندكه افغانستان را به حال خود بگذارند و سرنوشت افغانستان را به دست همپيمان خود پاكستان بسپارند و آن كشور به مثابه هم پيمان سابق ايالات متحدهی امريكا هم با آن کشور همپيمان بماند و هم افغانستان را دركنترل خود داشته باشد.
البته اين اشتباه استراتژيك، بار اول نبود كه تكرار میشد. پاكستان در گذشته نيز ساخت و ساز طالبان را با همين ذهنيت بدوي به انجام رسانده بود، استخبارات پاكستان تصور میبرد كه مردم افغانستان به دليل وابستگي و پايبندي شديدمذهبي، با اتحادشوروي و حكومت حزب دموكراتيك خلق جنگيدند، اگرگروهي به نام اسلام در افغانستان روي قدرت بيايد و صلح را نيز تأمين كند، مردم افغانستان در برابرآن كرنش خواهندكرد و در نتيجه هم افغانها آرامش يافته اند و هم پاكستان بر مرکب مراد سوارگشته است. ديده شدكه اين پيشبينيها نتيجهي مطلوب براي پاكستان به همراه نياورد و سرانجام طالبان در حد حزب خلق منفور و مغضوب مردم افغانستان قرار گرفت و نه آیين خود ساختهی آنان را پذيرفتند و نه ظواهر فريبندهي آن جماعت را. در نتيجه طالبان به عنوان مخالفان حكومت افغانستان و جامعهي جهاني، در داخل پاكستان تجهيز و تمويل گرديد و تا امروز نيز ادامه يافته است و حال سازمان استخبارات آن كشور به اين نتيجه دست يافته است كه آن چه آب میديده، سرابي بيش نبوده است. لهذا روند كنوني و مسابقه براي مذاكره باز هم تلاش استخبارات پاكستان براي به دست آوردن منافع از كشورهاي غربي و داشتن جاي پايي در افغانستان است و اين مواضع جديد به دلايل مشكلاتي است كه پاكستان از اتخاذ مواضع اشتباه خود بدان رسيده است. لهذا میتوان تاكيد بر روند مذاكره را نوع ديگري از بازيهاي سازمان استخبارات پاكستان در قبال افغانستان دانست. آمدن هيأت حزب اسلامی به معناي آمدن يك حزب سياسي مدعي افغاني نيست، بلكه به گفتهی جنرال حميدگل همان گونه كه او پاكستاني است، حكمتيار و حقاني نيز پاكستاني هستند، ورود حكمتيار را در صحنهی سياسي افغانستان، میتوان حضور پر رنگتر نيروهاي استخبارات پاكستان در حكومت افغانستان شمرد و هيأت حزب اسلامی در افغانستان به معناي چانهزدن براي امتيازهاي بيشتر براي پاكستان است. با توجه به فاصلهیي كه ميان حكومت غيرنظامی پاكستان و با استخبارات آن كشور افتاده است، بعيد نيست كه آقاي حكمتيار و حزب او مورد قبول بيشتر سازمان استخبارات پاكستان است، تا حكومت ملكي پاكستان و حضور نيروهاي طالبان در قطر و هيأت حزب اسلامی در كابل را بايد در اين راستا مورد تحليل قرار دارد و به نتايج اين گفتگوها نيز با همين ديد نگريست. بدين معنا، اگر اين مذاكرات به نتايج قابل قبولي براي استخبارات پاكستان باشد، بيترديد به نتيجه خواهد رسيد و در غيرآن انتظار بيش از اين بيهوده خواهد بود. بنابراين روندكنوني را میتوان بازيهاي جديد استخبارات پاكستان به حساب آورد، نه بيشتر.
امابرخي تحليلگران بدين باور اند كه روند كنوني بر خلاف ميل پاكستاني شكل گرفته است و در صورتي كه اين روند به پيش برده شود و به نتايجي نيز دست پيداكند بازندهی اصلي آن، سازمان استخبارات پاكستان خواهد بود و روندكنوني به معناي شكست اسلامآباد در رسيدن به منافع خودش در افغانستان میتواند، تلقي گردد و ناكامیهاي استخبارات پاكستان است كه میكوشد براي طالبان بديلي بيابد. قرار برخي از گزارشها استخبارات پاكستان میكوشد، جانشيني براي ملاعمر پيدا كند، بدين معنا كه دست به ايجاد يا بازسازي طالبان بزندكه با روندكنوني مخالفت كند و هم سوداي جهاد در سر داشته باشد. چند روز قبل اعلام شدكه هيأتي از طرف ملاعمر به سوي طالبان پاكستاني فرستاده شد، تا آنان را ترغيب كندكه از جنگ با ارتش پاكستان دست بردارد و به نيروهاي طالبان افغاني بپيوندند و به جهادضدغربي دوام دهند. اينها به معناي تلاشهاي مذبوحانهی پاكستان در ايجاد طالبان جديد است. اين ديدگاههاي كنشهاي گوناگوني را نيز میطلبد. اگر حكومت و مردم افغانستان به ديد يك پروژه به اين روند بنگرند و نتايج آن را بيرون از اختيار حكومت به حساب آورند، به معناي آن است كه بهاي لازم را نخواهند داد و به اين جريان با ديد مثبت نخواهد نگريست. روزها و ماهها از پي هم خواهدگذشت بدون آن كه نتايج مثبتي حاصل شود. اما اگر حكومت افغانستان با ديد ديگري به اين روند بنگرد و به اين نتيجه برسدكه روندكنوني نتيجهي فشارهاي گوناگون سياسي و اقتصادي ايالات متحدهی امريكا بر پاكستان است و اين فشارها به حدي افزايش يافته است كه راه تنفس پاكستانيها را بسته است و تلاش طالبان براي گشودن اين فضا نیز بسته شده است. در اين صورت حكومت افغانستان بايد با تمام توان تلاش ورزد، تا اين روند ادامه پيداكند و با جهتگيري مثبت بتواند، اين روند را به پيش ببرد و به نتايج دلخواه دست پيداكند. اما حكومت افغانستان بايد بداندكه مذاكره با طالبان نيازمند عزم ملي است. پذيرفتن طالبان از سوي افكارعمومی و بخشيدن آنها منحصر و متكي به حكومت آقاي كرزي و اطرافيون نمیشود، لهذا اگر آقاي كرزي بدين پندار باشدكه بدون مشورت با سايرگروههاي سياسي و بر اساس ارادهي شخص خود و يا حكومت خود بتواند، طالبان را بر حكومت و مردم افغانستان تحميل كند، بايدگفت كه اين كار شدني نیست. جنايتي كه طالبان مرتكب شده اند و ظلمیكه بر مردم افغانستان روا داشته شده است، نيازمند زمينهسازيهاي فروان است و برآورده شدن آن میطلبد كه سايرگروههاي سياسي افغانستان و اپوزيسيون حكومت در روند مذاكره با طالبان قرارگيرند و حتا حكومت با آنها به مشوره بپردازد، راي و ديدگاه آنان را در مذاكره با طالبان دخالت دهد. امريكاييها نيز به عنوان قدرت برتر نظامی بايد روحيهي افغانها را درك كرده باشد. درست است كه صلح براي افغانها يك امر مهم و حياتي است، اما زماني طالبان به عنوان جنايتكاران ديروز وارد افغانستان میشوند. بايد توجيهي براي خود داشته باشند، در غير آن صورت ناهنجاريهایي كه رخ خواهد داد، متوجه حكومت افغانستان و نيروهاي بينالمللي خواهد بود، از جهت دگر هم بايد نسبت به صداقت طالبان با شك و ترديد برخورد كرد و هم به نتايج مذاكرات با احتياط و حزم مواجه شد.

پیآمدهای دفتر رسمی طالبان
تاریخ : 2012/01/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 752)

جریان طالبان به عنوان معضل منطقهیی نه تنها کشور و مردم را نگران ساخته،
بل کشورهای جهانی را نیز درگیر تنش و هراس ساخته است. پدیدهی طالبان،
ظاهراً پس از فروپاشیشان، توسط کشورهای منطقه حمایت مالی و نظامی میگردند
و نبرد با تروریسم که مسوولیت عمده و مهم جامعهی جهانی است، دچار چالش
شده است.
این معضل با گذشت هر روز در افغانستان ریشه دوانده و بحران آن گسترش مییابد. مردم افغانستان که به جامعهی جهانی چشم دوخته، تا شاید همگرایی کشورهای موجود در افغانستان بتواند این معضل را نابود کند، ولی با تأسف بنا برعدم موجودیت راهبرد موثر و ارادهی قاطع مبارزه با تروریسم، اکنون نومید شده اند که کیها و چگونه این بحران را از کشور بزدایند. کارشناسان و سیاست مداران منتقد نظام باورمند اند که ریشه و سرچشمهی تمویل نیروهای ترور و دهشت در کشور پاکستان و برخی از قدرتهای منطقهییست، اما این مهم که چالش مبارزه با تروریسم را اندک میساخت از نظرگاه جامعهی جهانی و قدرتهای درگیر پنهان مانده است. بسیاری باورمند بودند که نبرد با نیروهای طالبان از عهدهی نیروهای جامعهی جهانی بدر میگردد، ولی نبود راهبرد و دشمن شناسی دقیق بر مبنای جامعهشناسی جنگ، توان نیروهای مجهز جهانی را در برابر طالبان به هیچ مبدل کرد. حتا راهبرد مبارزه با تروریسم به جایی رسید که جامعهی جهانی در برابر پاکستان و خط مقدم مبارزه دهشتافگنانهاش کوتاه بیاید. چنانچه نیروی پراگنده و مستقر در چند ولسوالی را به عنوان طرف سیاسی و بحران افغانستان پذیرفته اند. دکترین جنگ موجود نشان میدهد که نبرد با طالبان بیشتر به بازی میماند که اهداف مهندسی شدهی خود را دارد و تنها قدرتهای دست اول جهان از آن سود میبرند و میخواهند خواستها و اهداف بزرگ جهانیشان را زیر نام طالبان به منصهی اجرا بگذارند.
پروسهی مذاکره با طالبان، پرداخت هزینهی اقتصادی و انعطاف در روابط بینالملل با پاکستان، دامن زدن به تنشهای بزرگ میان اعضای متحد جامعهی جهانی برای مبارزه با تروریسم از نشانی امریکا همه دلایلی است که رویکرد طالبانی شدن آیندهی سیاسی کشور را تقویت میبخشد و شک و تردیدهایی را در میان مردم افغانستان و کشورهای منطقه ایجاد کرده است. پرسشهای مطرح است که جامعهی جهانی با کیها درگیر منازعه و نبرد است؟ چرا جامعهی جهانی با پاکستان از سیاست سازش کار می گیرد؟ دلایل کوتاه آمدن و انعطاف جامعهی جهانی با طالبان در چیست و سرانجام جامعهی جهانی در روند مذاکره با طالبان چه پیشزمینهها و مسایلی را عنوان خواهد کرد که در آن مردم و خواستهای آنها جا داشته باشد، نقش دولت افغانستان در این میان چه خواهد بود؟ اینها پرسشها و تردیدهاییست که باید از مجرای جامعهی جهانی و دولت افغانستان پاسخ قناعت بخش پیدا کند و حامیان آزادی و دموکراسی در جامعهی افغانی باید این مسایل را بررسی و شناسایی کنند. زیرا برخود تضادگونه و متناقض جامعهی جهانی به ویژه مقامهای سیاسی امریکا با پدیدهی طالب و کشورهای حامی آنها، این دکترین را کاذبانه معرفی میکند. همین که چهل وچند کشور جهان در برابر بازی سیاسی پاکستان کوتاه آمده اند و برای آن کشور تروریسمزا باج میدهند و پاکستان را مورد تحریم جهانی قرار نمیدهند، خود نشانه از عدم تعهد جامعهی جهانی در امر مبارزه با تروریسم است. همزمان با این آقای «جوبایدن» عنوان کرد که طالبان دشمنان منافع ملی امریکا نیستند، این گفته میرساند که نبرد با تروریسم بهانه و تختهی خیز قدرتها برای رسیدن به منطقهی استراتژیک بوده است، نه امنیت و تقویت روند دولت داری در افغانستان، هم چنان تأمین امنیت جهانی.
ناپایداری جامعهی جهانی در امر مبارزه با تروریسم و پذیرفتن شکست در برابر آنها نشان دهندهی برنامهی مهندسیشده و خطرناک سیاسیست که پاکستان نقش عمده و اثرگذار را در آن دارد و فردای فرداها از این پدیده باج میگیرد. حتا به گمان اغلب باید گفت که ایجاد دفتر سیاسی طالبان در قطر و روی دست گیری پروسهی گفتگو با طالبان ناشی از فعال بودن دیپلماسی پاکستان است.
برنده بودن و پیروزی این روند بستگی به نوع بازی و رویکردهای سیاسی دستگاه دیپلماسی پاکستان دارد. به هرصورت، فلسفهی ایجاد دفتر نمایندگی سیاسی گروههای طالب در قطر پیآمدهای زیر را دارد.
1- جامعهی جهانی شکست را در برابر تروریسم و تفکر طالبانی خواهد پذیرفت.
2- پروسهی سیاسی و دولت داری در افغانستان به مردم افغانستان و دولت واگذار خواهد گردید، یعنی امریکا پس از ایجاد پایگاه نظامی در این کشور مسایل تأمین امنیت و مبارزه با فساد را به دولت افغانستان واگذار خواهد کرد.
3- دموکراسی و ارزشهای جامعهی مدنی با امتیازدادن به نیروهای طالب از بین خواهد رفت و مردم دوباره شاهد حکومت مستبدی از نوع طالبانی خواهند بود.
4- نظام سیاسی افغانستان تعهدات و ارزشهای مردمی را زیر پا کرده و به خودکامگی روی خواهد آورد.
5:- تمدید قدرت سیاسی حامدکرزی همراه با مشارکت طالبان خواهد بود. یعنی قدرت سیاسی با گروههای طالب به گونهی مساوی تقسیم خواهد شد.
6- با ایجاد دفتر سیاسی طالبان در بیرون و پذیرفتن نیروهای مخالف در قدرت سیاسی استبداد بینظیر نهادینه خواهد شد.
این معضل با گذشت هر روز در افغانستان ریشه دوانده و بحران آن گسترش مییابد. مردم افغانستان که به جامعهی جهانی چشم دوخته، تا شاید همگرایی کشورهای موجود در افغانستان بتواند این معضل را نابود کند، ولی با تأسف بنا برعدم موجودیت راهبرد موثر و ارادهی قاطع مبارزه با تروریسم، اکنون نومید شده اند که کیها و چگونه این بحران را از کشور بزدایند. کارشناسان و سیاست مداران منتقد نظام باورمند اند که ریشه و سرچشمهی تمویل نیروهای ترور و دهشت در کشور پاکستان و برخی از قدرتهای منطقهییست، اما این مهم که چالش مبارزه با تروریسم را اندک میساخت از نظرگاه جامعهی جهانی و قدرتهای درگیر پنهان مانده است. بسیاری باورمند بودند که نبرد با نیروهای طالبان از عهدهی نیروهای جامعهی جهانی بدر میگردد، ولی نبود راهبرد و دشمن شناسی دقیق بر مبنای جامعهشناسی جنگ، توان نیروهای مجهز جهانی را در برابر طالبان به هیچ مبدل کرد. حتا راهبرد مبارزه با تروریسم به جایی رسید که جامعهی جهانی در برابر پاکستان و خط مقدم مبارزه دهشتافگنانهاش کوتاه بیاید. چنانچه نیروی پراگنده و مستقر در چند ولسوالی را به عنوان طرف سیاسی و بحران افغانستان پذیرفته اند. دکترین جنگ موجود نشان میدهد که نبرد با طالبان بیشتر به بازی میماند که اهداف مهندسی شدهی خود را دارد و تنها قدرتهای دست اول جهان از آن سود میبرند و میخواهند خواستها و اهداف بزرگ جهانیشان را زیر نام طالبان به منصهی اجرا بگذارند.
پروسهی مذاکره با طالبان، پرداخت هزینهی اقتصادی و انعطاف در روابط بینالملل با پاکستان، دامن زدن به تنشهای بزرگ میان اعضای متحد جامعهی جهانی برای مبارزه با تروریسم از نشانی امریکا همه دلایلی است که رویکرد طالبانی شدن آیندهی سیاسی کشور را تقویت میبخشد و شک و تردیدهایی را در میان مردم افغانستان و کشورهای منطقه ایجاد کرده است. پرسشهای مطرح است که جامعهی جهانی با کیها درگیر منازعه و نبرد است؟ چرا جامعهی جهانی با پاکستان از سیاست سازش کار می گیرد؟ دلایل کوتاه آمدن و انعطاف جامعهی جهانی با طالبان در چیست و سرانجام جامعهی جهانی در روند مذاکره با طالبان چه پیشزمینهها و مسایلی را عنوان خواهد کرد که در آن مردم و خواستهای آنها جا داشته باشد، نقش دولت افغانستان در این میان چه خواهد بود؟ اینها پرسشها و تردیدهاییست که باید از مجرای جامعهی جهانی و دولت افغانستان پاسخ قناعت بخش پیدا کند و حامیان آزادی و دموکراسی در جامعهی افغانی باید این مسایل را بررسی و شناسایی کنند. زیرا برخود تضادگونه و متناقض جامعهی جهانی به ویژه مقامهای سیاسی امریکا با پدیدهی طالب و کشورهای حامی آنها، این دکترین را کاذبانه معرفی میکند. همین که چهل وچند کشور جهان در برابر بازی سیاسی پاکستان کوتاه آمده اند و برای آن کشور تروریسمزا باج میدهند و پاکستان را مورد تحریم جهانی قرار نمیدهند، خود نشانه از عدم تعهد جامعهی جهانی در امر مبارزه با تروریسم است. همزمان با این آقای «جوبایدن» عنوان کرد که طالبان دشمنان منافع ملی امریکا نیستند، این گفته میرساند که نبرد با تروریسم بهانه و تختهی خیز قدرتها برای رسیدن به منطقهی استراتژیک بوده است، نه امنیت و تقویت روند دولت داری در افغانستان، هم چنان تأمین امنیت جهانی.
ناپایداری جامعهی جهانی در امر مبارزه با تروریسم و پذیرفتن شکست در برابر آنها نشان دهندهی برنامهی مهندسیشده و خطرناک سیاسیست که پاکستان نقش عمده و اثرگذار را در آن دارد و فردای فرداها از این پدیده باج میگیرد. حتا به گمان اغلب باید گفت که ایجاد دفتر سیاسی طالبان در قطر و روی دست گیری پروسهی گفتگو با طالبان ناشی از فعال بودن دیپلماسی پاکستان است.
برنده بودن و پیروزی این روند بستگی به نوع بازی و رویکردهای سیاسی دستگاه دیپلماسی پاکستان دارد. به هرصورت، فلسفهی ایجاد دفتر نمایندگی سیاسی گروههای طالب در قطر پیآمدهای زیر را دارد.
1- جامعهی جهانی شکست را در برابر تروریسم و تفکر طالبانی خواهد پذیرفت.
2- پروسهی سیاسی و دولت داری در افغانستان به مردم افغانستان و دولت واگذار خواهد گردید، یعنی امریکا پس از ایجاد پایگاه نظامی در این کشور مسایل تأمین امنیت و مبارزه با فساد را به دولت افغانستان واگذار خواهد کرد.
3- دموکراسی و ارزشهای جامعهی مدنی با امتیازدادن به نیروهای طالب از بین خواهد رفت و مردم دوباره شاهد حکومت مستبدی از نوع طالبانی خواهند بود.
4- نظام سیاسی افغانستان تعهدات و ارزشهای مردمی را زیر پا کرده و به خودکامگی روی خواهد آورد.
5:- تمدید قدرت سیاسی حامدکرزی همراه با مشارکت طالبان خواهد بود. یعنی قدرت سیاسی با گروههای طالب به گونهی مساوی تقسیم خواهد شد.
6- با ایجاد دفتر سیاسی طالبان در بیرون و پذیرفتن نیروهای مخالف در قدرت سیاسی استبداد بینظیر نهادینه خواهد شد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ ساعت 5:32 توسط ابراهیمی
|
انعکاس اخبار ، یادداشت ها ، گزارشات ، پژوهش ها ، تحقیقات ، تجزیه و تحلیل های مهم پیرامون مسائل راهبردی ، استراتژیکی ، ساختار و نظام حکومتی ، سیاسی ، فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ، اقتصادی ، تجاری ، امنیتی ، نظامی ، اشغالگران ، مهاجرت ، بهداشت و سلامت ، آمار و جمعیت ، جامعه شناسی ، تاریخ ، جغرافیا ، مذاهب ...به نقل از منابع گوناگون رسانه ای ، مطبوعات ، خبرگزاری ها ،سایت ها ، وبلاگ ها ، کارشناسان ...در باره جهان اسلام ، نهضت مسلمانان ،دیگر ادیان الهی ، جوامع ...