تاريخ انتشار : 31/02/1390 - 11:27
فلسطين در سخنراني اوباما
تهران- 'باراك اوباما' رئيس جمهوري در سخنان روز پنجشنبه خود درباره تحولات خاورميانه، فريبكارانه از حمايت از دمكراسي و ازادي براي تمامي ملت هاي منطقه سخن گفت، اما مردم فلسطين را به پيگيري نكردن موضوع رهايي سرزمينشان از اشغال رژيم صهيونيستي در سازمان ملل فراخواند.
فلسطين در سخنراني اوباما
به گزارش وبگاه اطلاع رساني ميدل ايست مانيتور، اوباما برخلاف سخنراني قبلي خود درباره خاورميانه كه دو سال قبل در قاهره ايراد كرد، اين بار ساختمان وزارت خارجه كشورش را براي ايراد تازه ترين سخنراني خود در اين خصوص برگزيد.
هيچ كس انتظار زيادي از سخنراني اوباما نداشت. دغدغه رئيس جمهوري آمريكا حفاظت از منافع امريكا در منطقه بود و حمايت از دمكراسي در منطقه صرفا به اين خاطر مطرح شد كه واشنگتن گزينه هاي بيشتري ندارد.
مردم خاورميانه ده ها سال سياست امريكا را كه بر راهبرد ترويج ثبات به جاي دمكراسي استوار بوده است، از ياد نمي برند. دولت هاي متوالي امريكا پشتيباني مستمري از رژيم هاي مستبدي به عمل اورده اند كه آزادي، شخصيت و اصولي ترين معيارهاي زندگي را از ملت هايشان سلب مي كنند و با وجود اقدام گاه و بيگاه كاخ سفيد به محكوم كردن علني برخي از اين رژيم ها، اما در خفا دست حمايتگر خود را از انان دريغ نكرده اند.
از اين روست كه سخنراني اوباما مورد بي اعتنايي همگان واقع شد. در واقع، اين سخنراني تلاشي براي همراه شدن با جريان تحولات خاورميانه به اميد دستيابي به بهترين نتيجه تلقي شد.
تنها چند ساعت پيش از آغاز سخنراني رئيس جمهوري امريكا، سرمايه داران صهيونيست وابسته به لابي اسرائيل در آمريكا به اوباما تفهيم كردند كه اگر فشار بر رژيم صهيونيستي را براي توقف شهرك سازي برندارد، تامين مالي تبليغات انتخاباتي براي دوره آتي رياست جمهوري او را قطع خواهند كرد.
اوباما در سخنراني پيشين خود درباره خاورميانه كه در قاهره ايراد كرد، خواستار توقف شهرك سازي رژيم صهيونيستي شد و اين ذهنيت را در مخاطبان خود ايجاد كرد كه شهرك هاي ياد شده را غيرقانوني و غيراخلاقي مي داند. با گذشت دو سال از آن سخنراني و حال كه انتخابات رياست جمهوري اتي امريكا در راه است، سخنراني اخير او فارغ از هر گونه اشاره به موضوع گسترش شهرك هاي ياد شده بود.
افزون بر اين، تنها پس از گذشت چند ساعت از سخنراني اوباما، كابينه اسرائيل از تصميم به ساخت 1500واحد مسكوني جديد در منطقه اشغال شده قدس خبر داد.
اوباما در بخشي از سخنانش كه تهديد اشكار رهبران فلسطيني به پيگيري نكردن طرح برسميت شناختن كشور مستقل فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل در سپتامبر 2011 بود، گفت: 'تلاش براي نامشروع كردن اسرائيل محكوم به شكست است. اقدامات نمادين براي منزوي كردن اسرائيل در سازمان ملل در ماه سپتامبر، كشور مستقلي را براي فلسطينيان به ارمغان نمي اورد.'
جالب اين كه صهيونيست ها سال 1947براي به رسميت شناخته شدن رژيم اشغالي خود به سازمان ملل مراجعه كردند، اما چرايي اين كه فلسطينيان 63 سال بعد از آن نبايد چنين كاري را براي ميهن خود انجام دهند، جاي سوال دارد. آيا امريكا به ناگاه خود را در مقام و جايگاه سازمان ملل قرار داده است؟
در واقع، اوباما در سخنراني خود نداي حمايت از دمكراسي را خطاب به همه ملت هاي خاورميانه به غير از فلسطينيان سر داد.
رئيس جمهوري امريكا به ناخشنودي امريكا از آشتي دو جنبش فلسطيني فتح و حماس اشاره كرد. اين در حالي است كه پيمان توافق و آشتي فلسطينيان پاسخي به مطالبات مردمي از انان بود و اوباما كه خود را منادي دفاع از دمكراسي مي داند، الزاما بايد از چنين توافقي حمايت كند.
به هر رو آن گونه كه به نظر مي آيد، فلسطينيان از عهده خشنود كردن امريكا و رژيم صهيونيستي برنمي آيند. چگونه است كه امريكا و اسرائيل، حماس را به بهانه مقاومت مسلحانه اش -حق قانوني آن- در برابر اشغالگري نظامي اسرائيل برنمي تابند و خط قرمز مي خوانند، اما نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي اجازه تيراندازي، كشتن و معلول كردن معترضان مخالف ديوار حائل را در 'بيلين' دارند؟
به عبارت ديگر و با توجه به اشاره اوباما در سخنراني اش به مرزهاي امن، وي احتمالا حل و فصل قضيه فلسطين را در ايجاد يك كشور فلسطيني آرام و غيرمسلح در كنار اسرائيل برخوردار از سلاح هسته اي مي داند.
رئيس جمهوري امريكا در حالي كه هيچ اشاره اي به مساله شهرك ها نمي كند، از امنيت مرزها سخن مي گويد و حتي به رسميت شناخته شدن اسرائيل را به عنوان يك 'دولت يهود و سرزمين يهوديان' خواستار مي شود.
براين اساس، از يك سو حق مهاجرت تمامي يهوديان جهان به فلسطين بايد به رسميت شناخته شود و از ديگر سو آوارگان و پناهجويان فلسطيني نيز بايد زندگي دائمي در تبعيد را بپذيرند.
همچنين اوباما در سخنراني خود در تلاش براي سوار شدن بر موج خيزش هاي مردمي، تصديق كرد كه بسياري از جوانان منطقه تحصيل كرده هستند و در عين حال به خاطر بسته بودن فضاي اقتصادي كشورهايشان، قادر به يافتن شغل مناسب نيستند.
چنين مطلبي احتمالا درباره جوانان تونس و مصر مصداق دارد، اما جوانان تحصيل كرده فلسطيني در غزه، محاصره اسرائيلي تحت حمايت امريكا را عامل اصلي روي اوردن خود به قاچاق كالا از تونل ها براي تامين مايحتاج زندگي شان مي دانند.
اگر فلسطينيان در انتظار بمانند كه امريكا در حمايت از انان وارد عمل شود، هيچگاه به آزادي، استقلال و دمكراسي دست نخواهند يافت.
واقعيت اين است كه امريكا خود بخشي از مشكل منطقه است. كاخ سفيد حمايت از ديكتاتورهاي خاورميانه و تضعيف خواست دمكراتيك فلسطينيان را در كارنامه اش دارد و در نتيجه نمي تواند راه حلي براي مشكلات موجود تلقي شود.
آمريكا ميانجي گر صادقي براي صلح نيست و اصولا اجازه برقراري دمكراسي و آزادي حقيقي را به مردم منطقه نمي دهد، زيرا آن را به نفع خود نمي داند. مصداق اين رويكرد را مي توان در سكوت، انفعال و حتي حمايت هاي 63 ساله امريكا از اشغالگري و اقدامات ضددمكراسي رژيم صهيونيستي به عينه مشاهده كرد.